هامش
- عامر گفت : « نخستين فرمان كن تا اين غل وبند از وى برگيرند ، چه اگر حجت تمام كند اورا عفو خواهى داشت ورها خواهى ساخت واگر در أقامت برهان فرو ماند ، به اين قيد حديد وزنجير گران حاجت نباشد وهيچ چيز شمشير بران را حاجز نفاذ نخواهد شد . »
پس حجاج بفرمود تا قيد وبند اورا فرو گذاشتند . عامر نگريست كه أو سعيد بن جبير است . سخت غمنده گشت ودر انديشه رفت كه اين مرد چگونه از قرآن حجت تواند آورد .
پس حجاج با سعيد بن جبير گفت : « اكنون بيار از قرآن تا چه دارى . »
سعيد گفت : « لحظهاى صابر باش . »
حجاج زماني سر فرو داشت . پس ديگرباره روى با سعيد كرد وآن سخن را أعادت نمود . سعيد ديگرباره اورا منتظر ساخت .
در كرّت سيم گفت : « هان اى سعيد ، حجت خود را از قرآن قرائت كن وگرنه سر تورا از تن برگيرم . »
سعيد گفت :
أعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم ، بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم : « ووهبنا له إسحاق ويعقوب كلّاً هدينا ونوحاً هدينا من قبل ومن ذرِّيّته داوود وسليمان وأيّوب ويوسف وموسى وهارون وكذلك نجزي المحسنين » ، آن گاه روى با حجاج كرد وگفت : « نيم ديگر را از اين آيت مبارك قرائت كن . »
حجاج گفت : « وزكريّا ويحيى وعيسى وإلياس كلّ من الصّالحين » .
سعيد گفت : « اى حجاج ! عيسى در اينجا چه كند ، خداوند چرا عيسى را از جملهء اين جماعت به حساب گرفته ؟ »
گفت : « از بهر آن كه عيسى نيز از ذريت إبراهيم است . »
سعيد گفت : « از پس آن كه خداوند عيسى را از فرزندان إبراهيم به شمار گيرد وحال آن كه عيسى را پدرى نبوده است ، واز ولادت إبراهيم تا ولادت عيسى دوهزار ودويست وشصت ودو سال مىگذرد . آيا سزاوار نيست كه حسن وحسين با قرب زمان پسر پيغمبر باشند ؟ »
حجاج را مجال سخن به دست نماند . پس فرمان كرد تا سعيد را ده هزار دينار عطا آوردند وغلامان خود را فرمود تا آن عطا را حمل كردند ودر خدمت سعيد تا خانهء أو برفتند وتسليم دادند .
عامر شعبى در بامداد با خود انديشيد كه من گمان داشتم ، از همه كس در فهم معاني قرآن داناترم . اكنون دانستم كه بايد در نزد اين شيخ حاضر شد ومعاني قرآن را به تعليم فرا گرفت .
در طلب سعيد بيرون شد ، اورا در مسجد يافت ونگران شد كه آن دنانير را در نزد خود نهاده ومردم در گرد أو انبوه شدهاند وهر كس را ده دينار تصدق مىكند ومىگويد :
هذا ببركة الحسن والحسين ، لئن كنّا أغممنا واحداً لقد فرّحنا ألفاً وأرضينا اللَّه ورسوله .
يعنى : اين بذل واحسان در حق فقرا ومساكين به بركت حسن وحسين است . اگر تنى را غمگين آورديم ، -