تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
هامش
- پس اين آيهء دوم بود . اما آيهء سوم هنگامى است كه حق تعالى ، پاكان از خلق خودش را از ميان ساير ناس جدا فرمود . پس پيغمبر گرامى خود را در آيهء شريفهء ابتهال امر فرمود كه به اتفاق ايشان با كتابيان مباهله كند . پس حق تعالى فرمود : يا محمد صلى الله عليه وآله ! « فمَن حاجّكَ فيه من بعدِ ما جاءكَ من العلم فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبنائكم ونسائنا ونسائكم وأنفسنا وأنفسكم ثمّ نبتهل فنجعل لعنت اللَّه على الكاذبين » ؛ پس هر كه خصومت كند ومجادله نمايد از نصارى با تو در باب عيسى وبر اعتقاد باطل خود مصرّ باشد ، بعد از آن كه آمد نزد تو از براي دانستن اين كه عيسى بندهء برگزيده ورسول خداى تعالى است ، پس بگو ايشان را كه بياييد تا از براي مباهله كردن مىخوانيم پسران خود را وپسران شما را ؛ يعنى ما پسران خود را بخوانيم وشما پسران خود را بخوانيد وما زنان خود را وشما زنان خود را وما نزديكان خود را كه از غايت عزت وارجمندى ونهايت اتحاد ومودّت ما به منزلهء نفس ما باشند وشما نزديكان خود را بخوانيد كه به همين وجه باشند پس مباهله مىكنيم ولعن مىكنيم بر كاذب خود . پس قرار مىدهيم لعنت خدا را بر دروغگويان ؛ يعنى نفرين كنيم بر أهل كذب تا عذاب خدا متوجه أو شود وحق از باطل جدا شود . پس حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه وآله على وحسن وحسين وفاطمه صلوات اللَّه عليهم را همراه خود آورد ونفس خود را با نفس آن‌ها مقترن ساخت ، يعنى با آن‌ها مجتمع ويكباره بيرون درآمدند . حضرت رضا عليه السلام به علما فرمود : آيا معنى « أنفسنا وأنفسكم » را مىدانيد ؟ » عرض كردند كه مقصود ، جناب رسالت پناهى وجود مبارك خودش بود . حضرت فرمود : « غلط گفتيد . مقصود أو ، علىبن ابىطالب بود ودليل بر اين مطلب ، فرمودهء پيغمبر است در آن‌جا كه فرمود : « لينتهين بنو وليعة أو لأبعثنّ عليهم رجلًا كنفسي » ؛ يعنى قبيلهء بنو وليعه يا هر چه آنان را از آن نهى مىكنيم ، قبول مىكنند يا آن كه بر ايشان مىفرستم مردى را كه مثل نفس من باشد ؛ يعنى علىبن ابىطالب عليه السلام ومقصود به ابنا حسن وحسين باشند ومقصود به نسا ، فاطمه عليها السلام باشد . پس اين خصوصيتى است كه احدى در اين خصوصيت بر اين خانواده پيشى نگيرد وفضيلتى است كه هيچ بشر به آن فضيلت نرسد وملحق به ايشان نشود وشرافتى است از براي ايشان كه هيچ مخلوقى به آن سبقت نگيرد به ايشان ، چه پيغمبر صلى الله عليه وآله نفس علي عليه السلام را مثل نفس خود قرار داد . پس اين آيهء سوم بود . واما آيهء چهارم ، بيرون كردن رسول خداست مردم را از مسجد خود ، سواي عترت طاهره را تا اين كه مردم در اين باب سخن گفتند وعباس عرض كرد : يا رسول اللَّه ! واگذاشتى علي عليه السلام را وما را بيرون كردى ؟ رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « من اورا وانگذاشتم وشما را بيرون نكردم ؛ بلكه حق تعالى اورا واگذاشت وشما را بيرون كرد واين است بيان فرمودهء آن جناب به علي عليه السلام كه : أنت منّي بمنزلة هارون من موسى . » علما عرض كردند : « در چه جايى از قرآن اين مطلب مذكور است ؟ » حضرت فرمود : « مىنمايم به شما در اين باب قرآن را كه حق تعالى ورسول أو از براي شما قرائت كرده -