هامش
- صلى الله عليه وآله وسلم هنگامى كه فرمود : بايد بنى وليعه ( تيره اى از كندهء يمن ) ، باز أيستند وگر نه مردى بر سر آن ها فرستم كه چون خود من است . مقصودش علي عليه السلام بود . اين خصوصيتى است كه احدى بر آن سبقت نجسته ، وفضيلتى است كه بشرى مخالف آن نيست ، وشرفى است كه هيچ كس بر آن پيشى نگرفته ، زيرا نفس على را چون خود قرار داده است . اين هم سوم . »
4 - واما چهارم اين است كه همهء مردم را از مسجد خود بيرون كرد ، جز عترت را . وچون مردم در اين باره سخن گفتند وعباس هم گفت : يا رسول اللَّه ! على را با خود ساكن مسجد گذاردى وما همه را بيرون كردى ! رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در پاسخ فرمود : من اورا نگذاردم وشماها را بيرون نكردم ، ولى خدا اورا در مسجد گذاشت وشماها را بيرون كرد . ودر اين كار شرح گفتار آن حضرت است دربارهء علي عليه السلام كه : تو نسبت به من چون هارونى نسبت به موسى . »
علما گفتند : « اين در كجاى قرآن است ؟ »
امام رضا عليه السلام فرمود : « من در اين باره از قرآن يافته أم وبراي شما مىخوانم . »
گفتند : « بياور . »
فرمود : « گفتهء خداوند عز وجل ( 87 - يونس ) : ووحى كرديم به موسى وبرادرش كه براي قوم خود در مصر خانه ها فرآهم كنيد وخانه هاى خودتان را قبله سازيد . در اين آية است بيان منزلت ومقام هارون نسبت به موسى عليه السلام ودر آن است دلالت بر منزلت ومقام علي عليه السلام نسبت به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ، وبه همراه آن است دليل روشنى از گفتهء رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم هنگامى كه فرمود : راستى اين مسجدى است كه براي هيچ جنب وحائض سكونتش حلال نيست ، جز براي محمد وآل محمد . »
علما گفتند : « اين شرح واين بيان يافت نشود ، مگر نزد شما ، خانوادهء رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم . »
امام رضا عليه السلام فرمود : « چه كسى منكر آن است ؟ با اين كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مىفرمايد : منم شهر دانش وعلى درِ آن است . هر كه خواهد به شهر دانش درآيد ، بايد از درِ آن درآيد ، در آن چه ما از فضل وشرف توضيح داديم واز تقدم واصطفا وطهارت چيزى است كه جز معاند منكر آن نگردد واز آن خداست . سپاس بر اين . اين چهارم . »
5 - قول خداوند عز وجل است ( 26 - الاسراء ) : بده به ذي القربى حقش را . اين يك خصوصيتى است كه خداوند عزيز جبار آنان را بدان مخصوص كرد ، وبر همهء امتشان برگزيد . چون اين آية به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نازل شد ، فرمود : فاطمه را نزد من بخوانيد . اورا دعوت كردند وپيغمبر فرمود : اى فاطمه ! جواب گفت : لبيك يا رسول اللَّه !
فرمود : « فدك ملكي است كه به زور قشون أسب سوار وشتر سوار گرفته نشده ، ومخصوص به خود من است در برابر مسلمانان . ومن آن را به تو دادم . چون خداوند بدان فرمان داده ، آن را براي خودت وفرزندانت برگير . اين هم پنجم . » -