تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
إبهامه ، فيمصّه ويجعل اللَّه له من إبهام النّبيّ رزقاً يغذّى به بقدرة اللَّه تعالى . وفي خبر آخر : بل كان رسول اللَّه يدخل لسانه في فم الحسين ، فيغرّه كما يغرّ الطّير فرخه ، فيجعل اللَّه له في ذلك رزقاً بقدرة اللَّه تعالى ، ففعل ذلك به أربعين يوماً وليلة ، فنبت لحمه من لحم رسول اللَّه صلى الله عليه وآله . « 1 » الطّريحي ، المنتخب ، 1 / 163 - 164
هامش
( 1 ) - قطب راوندى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم مىآمد به نزد فرزندان شيرخوارهء فاطمه عليها السلام ، آب دهان مبارك خود را در دهان ايشان مىانداخت وبه فاطمه مىگفت كه : « ايشان را شير مده . » ابن شهرآشوب روايت كرده است كه چون حضرت امام حسين عليه السلام متولد شد ، حضرت فاطمه عليها السلام را بيمارى عارض شد وشيرش خشك شد . دايه‌اى طلب كردند ونيافتند . پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم آمد ، انگشت ابهام خود را در دهان أو گذاشت وأو مىمكيد وروزىِ أو از ابهام آن حضرت بيرون مىآمد . به روايت ديگر : زبان مبارك خود را در دهان أو مىگذاشت وأو مىمكيد . پس چهل شبانه روز چنين كرد وگوشت أو از گوشت حضرت رسالت روييد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 483 - 484 ايضاً از برهء خزاعيه روايت كرده است كه چون حضرت فاطمه عليها السلام به امام حسن عليه السلام حامله شد ، حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم ارادهء سفري كرد . پس به حضرت فاطمه گفت كه : « جبرئيل مرا خبر داده است كه پسرى از تو متولد خواهد شد . چون متولد شود اورا شير مده تا بيايم . » چون امام حسن عليه السلام متولد شد ، فاطمه عليها السلام سه روز اورا شير نداد ومنتظر قدوم آن حضرت بود . چون سه روز گذشت وحضرت تشريف نياورد ، بر أو ترحم كرد واورا شير داد . چون حضرت تشريف آورد ، پرسيد : « چه كردى ؟ » فاطمه عليها السلام گفت كه : « شفقت مادرى مرا به حركت آورد كه اورا شير دادم . » حضرت فرمود كه : « آنچه خدا خواسته است مىشود . » چون به حضرت امام حسين عليه السلام حامله شد ، حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : « اى فاطمه ! جبرئيل مرا خبر داده است كه پسرى از تو متولد خواهد شد . چون متولد شود اورا شير مده تا من به نزد تو آيم ، اگرچه يك ماه بگذرد . » پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم به سفري رفت . چون امام حسين عليه السلام متولد شد ، آن حضرت در سفر بود وحضرت فاطمه عليها السلام اورا شير نداد تا آن حضرت از آن سفر مراجعت نمود . پس اورا به خدمت آن جناب آوردند . زبان مبارك خود را در دهان أو گذاشت وأو مىمكيد تا سير شد . پس حضرت فرمود : « آنچه خدا خواهد مىشود ، خدا مىخواست كه امامت در فرزندان تو باشد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 484 كلينى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه : امام حسين عليه السلام از فاطمه عليها السلام و -