هامش
- ايشان مىنمايد .
پس آن حضرت شاد وخندان برخاست وبا أصحاب خود متوجّه حظيرهء بنى النجار شد . چون به آن حظيرة رسيد ، ديد كه هر دو خوابيده اند ودست در گردن يكديگر آورده اند وآن ملَك يك بال خود را بر زير ايشان گسترده وبال ديگر را در بالاى ايشان پوشيده . حضرت سر ايشان را در دامن گذاشت وايشان را مىبوسيد تا از خواب بيدار شدند . پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم حسن را بر دوش گرفت وجبرئيل حسين را واز حظيرة بيرون آمد ومىفرمود : به خدا سوگند كه امشب شرافت شما را بر مردم ظاهر گردانم ؛ چنانچه حق تعالى شما را شريف گردانيده است .
چون مردم جبرئيل را نمىديدند ، گمان مىكردند كه حضرت هر دو را بر دوش خود دارد . پس أبو بكر به نزديك آمد وگفت : يا رسول اللَّه ! يكى از اين دو كودك را به من ده تا بار تو سبك شود . حضرت فرمود : اى أبو بكر ! دو كس حامل ايشانند كه نيكو حاملانند وايشان نيكو سوارانند وپدر ايشان أفضل است از ايشان . چون حضرت به درِ مسجد رسيد ، بلال را فرمود : ندا كن ومردم را جمع كن . چون مردم در مسجد جمع شدند ، برپا ايستاد وفرمود : أيها الناس ! آيا مىخواهيد خبر دهم شما را به كسى كه بهترين مردم است از جهت جد وجده ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه ! فرمود كه : حسن وحسين كه جد ايشان رسول خداست وجدهء ايشان خديجة . أيها الناس ! مىخواهيد خبر دهم شما را كه كيست بهترين مردم از جهت مادر وپدر ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه ! فرمود : حسن وحسين ؛ زيرا كه پدر ومادر ايشان خدا ورسول را دوست مىدارند وخدا ورسول ايشان را دوست مىدارند ومادر ايشان فاطمه ودختر رسول خداست وپدر ايشان خليفه وجانشين ووصى رسول خداست . اى گروه مردم ! مىخواهيد كه دلالت كنم شما را بر كسى كه بهترين مردم است از جهت عم وعمه ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه ! فرمود : حسن وحسين ، زيرا كه : عم ايشان جعفر است كه در بهشت با ملائكة پرواز مىكند وعمهء ايشان امهانى دختر أبو طالب است . اى گروه مردم ! مىخواهيد دلالت كنم شما را بر كسى كه بهترين مردم است از جهت خال وخاله ؟ گفتند : بلى يا رسول اللَّه ! فرمود : حسن وحسين ؛ زيرا كه خال ايشان قاسم پسر رسول خداست وخالهء ايشان زينب دختر رسول خداست .
پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم دست مبارك خود را بلند كرد وفرمود : حق تعالى ما همه را چنين محشور خواهد كرد با هم ، چنانچه انگشتان من با يكديگرند . پس فرمود : خداوندا ! تو مىدانى كه حسن وحسين در بهشت خواهند بود وجد وجدهء ايشان در بهشت خواهند بود وپدر ومادر ايشان در بهشت خواهند بود وعم وعمه ايشان در بهشت خواهند بود وخال وخالهء ايشان در بهشت خواهند بود . خداوندا ! تو مىدانى كه هر كه ايشان را دوست دارد ، در بهشت خواهد بود وهر كه ايشان را دشمن دارد ، در جهنم خواهد بود .
چون پيشنماز اين حديث را از من شنيد ، گفت : تو كيستى اى جوان ! ؟ گفتم : از أهل كوفهام . گفت : از عربى يا از عجم ؟ گفتم : از عربم . گفت : تو چنين حديثي روايت مىكنى وچنين جامهاى پوشيدهاى ! ؟ پس -