هامش
- گفتند : « بلى يا رسول اللَّه . »
فرمود : « حسن وحسين چنينند . پدر ايشان علىّ بن أبي طالب است ومادر ايشان فاطمه دختر محمّد .
پس فرمود : « مىخواهيد خبر دهم شما را به بهترين مردم از جهت عم وعمه ؟ »
گفتند : « بلى يا رسول اللَّه . »
حضرت فرمود : « حسن وحسين چنينند كه عمّ ايشان جعفر طيار است وعمهء ايشان امّ هانى دختر أبو طالب . »
پس فرمود : « ايّها النّاس ! مىخواهيد خبر دهم شما را به بهترين مردم از جهت خال وخاله ؟ »
گفتند : « بلى يا رسول اللَّه . »
فرمود كه : « حسن وحسين چنينند كه خالوى ايشان قاسم فرزند رسول خداست وخالهء ايشان زينب . بدانيد كه پدر ايشان در بهشت خواهد بود ؛ مادر ايشان در بهشت خواهد بود ، جد ايشان در بهشت خواهد بود ، جدهء ايشان در بهشت خواهد بود ، خالو وخالهء ايشان در بهشت خواهند بود ، عم وعمهء ايشان در بهشت خواهند بود ؛ خود در بهشت خواهند بود ، دوستان ايشان ودوستان دوستانشان در بهشت خواهند بود .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 396 - 397
ابن بابويه وديگران به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت كردهاند كه حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم روزى بيمار شد . حضرت فاطمه عليها السلام دست امام حسن عليه السلام را به دست راست گرفت ودست امام حسين عليه السلام را به دست چپ به عيادت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم رفت . آن حضرت در خانهء عايشه بود . امام حسن عليه السلام در جانب راست آن حضرت نشست وامام حسين عليه السلام به جانب وبدن اورا مىماليدند . چون رسول خدا بيدار نشد ، فاطمه گفت : « اى دو حبيب من ! در اين وقت جد شما در خواب است . بيائيد به خانه برگرديم وبعد از بيدار شدن آن حضرت بياييم . »
گفتند : « ما در اين وقت از اينجا حركت نمىكنيم . »
پس امام حسن عليه السلام بر بازوى راست آن حضرت خوابيد وامام حسين بر بازوى چپ أو خوابيد . به خواب رفتند وبيدار شدند . پيش از آن كه حضرت بيدار شود ، از عايشه پرسيدند : « مادرِ ما چه شد ؟ »
گفت : « چون شما به خواب رفتيد ، به خانه برگشت . »
پس در آن شب تاريك بيرون آمدند وشب ابرى بود . باران تند مىباريد وبرق مىتابيد وصداى رعد مىآمد . پس به اعجاز ايشان نوري در پيش روى ايشان به هم رسيد واز پى آن رفتند . حضرت امام حسن عليه السلام به دست راست خود دست امام حسين عليه السلام را گرفته بود . ايشان مىرفتند با يكديگر سخن مىگفتند تا به حديقهء بنىالنجّار رسيدند . چون داخل آن باغستان شدند ، حيران گرديدند وندانستند به كجا مىروند . پس امام حسن عليه السلام به امام حسين عليه السلام گفت : « بيا در خواب شويم . » امام حسين عليه السلام گفت : « اختيار با توست . »
پس هر دو در خواب شدند ودست در گردن يكديگر كردند . چون حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم از خواب بيدار شد ، أحوال ايشان را پرسيد . در منزل فاطمه ايشان را طلب كرد ودر آنجا نيافت . پس برخاست
و