وقلت له : يا ابن رسول اللَّه ! الحمد للَّهالّذي وهب لك من جميل رأي أمير المؤمنين ما حمله على ما أرى من إكرامه لك وقبوله لقولك ، فقال عليه السلام : يا ابن الجهم ! لا يغرّنّك ما ألفيته عليه من إكرامي والاستماع منِّي ، فإنّه سيقتلني بالسّمّ وهو ظالم « 1 » إلى أن « 1 » أعرف ذلك بعهد معهود إليّ من آبائي عن رسول اللَّه صلى الله عليه وآله ، فأكتم هذا « 2 » ما دمت حيّاً ، قال الحسن بن الجهم : فما حدّثت أحداً بهذا الحديث إلى أن مضى عليه السلام « 3 » بطوس مقتولًا بالسّمِّ ودفن في دار حميد بن قحطبة الطّائيّ في القبّة الّتي فيها قبر هارون الرّشيد « 4 » إلى جانبه . « 5 »
هامش
( 1 - 1 ) [ البحار : « لي » ]
( 2 ) [ زاد في البحار : « عليَّ » ]
( 3 ) [ البحار : « الرّضا عليه السلام » ]
( 4 ) [ لم يرد في البحار ]
( 5 ) - از حسن بن جهم مروى است كه گفت : روزى در مجلس مأمون حاضر شدم ، علي بن موسى الرضا عليه السلامدر نزد أو بود وفقها وأهل كلام از فرقههاى مختلفه در آن مجلس اجتماع يافته بودند . پس بعضي از آنها از آن بزرگوار سؤال كرده وعرض كردند : « يا بن رسول اللَّه ! به چه چيز تصحيح مىتوان كرد امامت را از براي مدعى امامت ؟ »
فرمود : « به نص ودليل . »
عرض كردند : « پس راه يافتن امامت امام در چيست ؟ »
فرمود : « در علم أو ومستجاب شدن دعاى أو . »
عرض كردم : « وجه اخبار شما به چيزهايى كه بعد از اين واقع مىشود ، چيست ؟ »
فرمود : « به سبب عهدي است كه از رسول خدا صلى الله عليه وآله با ما معهود است ؛ يعنى به سبب آن صحيفهاى است كه از رسول خدا به ما رسيده است وعلم ما كان ويكون در آن ثبت است . »
عرض كردم : « پس وجه اخبار شما از آنچه در قلوب مردم است چيست ؟ »
فرمود : « آيا قول رسول خدا صلى الله عليه وآله به تو نرسيده است كه از فراست مؤمن بپرهيزيد كه أو به نور خدا نظر مىكند ؟ »
عرض كردم : « بلى . »
فرمود : « پس نيست مؤمني مگر آن كه اورا فراستى است كه به آن نظر مىكند به نور خدا بر مقدار ايمان خود ، مبلغ استبصار ، بينش ودانش خود . همانا حق تعالى جمع كرده است از براي ما أئمة آن مقدار فراست كه در جميع مؤمنان پراكنده كرده است . حق تعالى در كتاب محكم خود فرموده است : « إنّ في ذلك لآيات للمتوسِّمين » همانا در هلاك قوم لوط نشانهاست از براي صاحبان فراست وأول متوسمين وصاحبان فراست رسول خدا صلى الله عليه وآله است ، پس از آن أمير المؤمنين عليه السلام بعد از آن جناب است ؛ بعد از آن حسن ، حسين ، أئمة از أولاد حسين عليه السلام است تا روز قيامت . »
راوي گويد : پس از آن مأمون روى به آن جناب كرد وعرض كرد : « يا أبا الحسن ! زيادة بر اين بيان