هامش
- كنى از معلومات خود . به درستى كه تو داناى پوشيدههايى . نگفتم أمت خود را مگر آنچه تو امر كردى به آن كه به ايشان بگويم كه بپرستيد خداى را كه پروردگار من وپروردگار شماست ؛ يعنى مربوب ومخلوق توأم نه خالق ورب . بودم من بر أقوال وافعال ايشان گواه مادامى كه بودم در ميان ايشان . پس آن هنگامى كه مرا گرفتى وبه آسمان بردى ، تو نگهبان بر ايشان ، عالم به أحوال ايشان بودى وتو بر همهء چيزها گواهى . »
ونيز حق تعالى فرمود : « يستنكف المسيح أن يكون عبد اللَّه ولا الملائكة المقرّبون » وهرگز ننگ وعار ندارد مسيح از آن كه باشد بنده مر خداى را ، ونه آن كه عار داشته باشند فرشتگان مقربان درگاه احديت از آن كه بندهء خدا باشند ونيز حق تعالى فرموده است : « ما المسيح ابن مريم إلّارسول قد خلت من قبله الرّسل وامّه صدّيقة كانا يأكلان الطّعام » ، نيست مسيح پسر مريم ؛ يعنى عيسى كه اورا خدا مىنامند مگر فرستاده خدا . به درستى كه پيش از أو فرستادگان خدا بودند ومادر أو مريم كثير الصدق بود ، چه تصديق به جميع أنبيا وبه آيات رباني مىكرد . بودند اين پسر ومادر كه طعام مىخوردند ودر معنى اين است كه تغوط مىكردند . كسى كه ادعا كند از براي پيغمبران خدايى را يا ادعا كند از براي أئمة عليهم السلام خدايى را ويا پيغمبرى را يا از براي غير أئمة امامت را ، پس ما از أو در دنيا وآخرت بيزاريم . »
مأمون گفت : « يا أبا الحسن ! پس چه مىگويى در رجعت ؟ »
امام رضا عليه السلام فرمود : « رجعت حق است ؛ چه آن در امتهاى سابقه بوده است مطابق نعل به نعل وپر تير به پر تير ؛ يعنى هيچ تفاوتى از اين جهت ندارند وپيغمبر صلى الله عليه وآله فرموده است كه چون مهدى از أولاد من خروج كند ، عيسىبن مريم از آسمان فرود آيد وعقب سر أو نماز كند . پس آن جناب فرمود : در ابتداى امر اسلام غريب بود وبه زودى عود كند وغريب باشد . پس خوشا به حال غربا . »
عرض كردند : « يا بن رسول اللَّه ! پس چه نوع خواهد شد ؟ »
فرمود : « پس از آن حق به أهل حق برگردد . »
پس مأمون عرض كرد : « يا أبا الحسن ! چه مىفرمايى در قائلين به تناسخ ؟ »
حضرت رضا عليه السلام فرمود : « كسى كه قائل است به تناسخ كافر است به خداوند عظيم وتكذيب كننده است بهشت وجهنم را . »
مترجم گويد : قائل به تناسخ كسى است كه قائل است به تعلق أرواح بعد از خرابى أجسام به أجسام ديگر وتفرق أرواح از آن أجسام . پس بنابراين أرواح در اين عالم متردد است در أجسام عنصريه .
مأمون عرض كرد : « چه مىفرمايى در چيزهايى كه مسخ شده است ؟ »
حضرت رضا عليه السلام فرمود كه : « اينها كه مسخ شدند حق تعالى بر ايشان غضب كرده وآنها را مسخ كرده است . سه روز بعد از مسخ زنده بودند ، بعد از سه روز مردهاند ونسلي از آنها بهوجود نيامده است . پس از منسوخات آنچه در دنياست از بوزينگان وخوكان وغير اينها از آنچه اسم منسوخ بر آن صادق باشد شبيه ومانند منسوخ است وخوردن آنها حلال نيست وانتفاع به آنها جايز نيست . »
مأمون عرض كرد : « يا أبا الحسن ! خداوند مرا بعد از تو باقي ندارد . به خدا قسم كه علم صحيح يافت نمىشود مگر در نزد أهل اين بيت وبه سوى تو منتهى شده است علوم پدران تو . پس خداوند تورا از اسلام