تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
هامش
- فرما از آن‌چه حق تعالى از براي شما أهل بيت قرار داده است . » حضرت رضا عليه السلام فرمود : « حق تعالى همانا مارا به روح مقدس ومطهرى مؤيد ساخته است . آن روح فرشته نيست وبا احدى از كساني كه اين دار فانى را وداع كردند نبوده است ، مگر با رسول خدا وبا أئمة كه يارى مىكند وأعانت مىنمايد ايشان را وآن عمودى است از نور كه ميان ما وميان خداست . » مأمون به آن جناب عرض كرد : « يا أبا الحسن ! به من رسيده است كه قومي در حق شما غلو مىكنند واز حد شما تجاوز مىكنند . » حضرت رضا عليه السلام فرمود : « حديث كرد از براي من موسىبن جعفر بن محمد از پدر بزرگوارش جعفر بن محمد از پدر بزرگوارش محمد بن علي از پدر بزرگوارش علي بن الحسين از پدر بزرگوارش حسين بن علي از پدر بزرگوارش علي بن أبي طالب عليه السلام كه آن جناب فرمود : رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « بلند نكنيد مرا در بالاى حق من ؛ چه حق تعالى مرا بندهء خود قرار داد پيش از آن كه مرا پيغمبر قرار دهدو حق تعالى فرموده : ما كان لبشرٍ أن يؤتيه اللَّه الكتاب والحكم والنّبوّة ثمّ يقول للنّاس كونوا عباداً لي من دون اللَّه ولكن كونوا ربّانيِّين بما كنتم تعلمون الكتاب وبما كنتم تدرسون ولا يأمركم أن تتّخذوا الملائكة والنّبيّين أرباباً أيأمركم بالكفر بعد إذ أنتم مسلمون » هرگز نبوده باشد ونسزد مر آدمي را با آن كه بدهد خدا اورا إنجيل ، فهم آن با علم حلال وحرام وساير احكام شريعت وپيغمبرى . پس آن كس به مردمان گويد ؛ يعنى به امامت خود كه شما بندگان وپرستندگان من باشيد نه پرستندگان خدا ، لكن كاملان در علم وعمل ديني وراستان در خداشناسى يا متمسك به أمور دينيه باشيد ، به جهت اين كه از روى اخلاص كتابي كه از نزد حق تعالى فرود آمده است ، به يكديگر بياموزيد ، به سبب آن كه پيوسته بخوانيد آن كتاب را ، درس آن گوييد ، نيز سزاوار نباشد ونسزد كه اورا حق تعالى پيغمبرى دهد وأوامر كند شما را به اين كه فرا گيريد فرشتگان را وپيغمبران را خدايان . آيا مىفرمايد آن پيغمبر شما را به پوشيدن حق وشرك آوردن بعد از آن كه شما مسلمانان وگردن نهندگان مر دين اسلام باشيد ؟ علي عليه السلام فرموده است كه در حق من دو نفر هلاك شوند ومرا گناهى نباشد . يكى دوست دارندهء به حد افراط وديگرى دشمن دارندهء به حد افراط . ما بيزارى مىكنيم وبه خدا پناه مىبريم از كسى كه در حق ما غلو كند وما را بلند كند در بالاى حد ما ، مثل بيزارى جستن عيسى ابن مريم عليه السلام از نصارى چه حق تعالى فرموده است : « وإذ قال اللَّه يا عيسى ابن مريم أأنت قُلتَ للنّاس اتّخذوني وامِّي إلهين من دونِ اللَّه قال سبحانك ما يكون لي أن أقول ما ليس لي بحقّ إن كنت قلته فقد علمته تعلم ما في نفسي ولا أعلم ما في نفسك إنّك أنت علّام الغيوب ما قلت لهم إلّاما أمرتني به أن اعبدوا اللَّه ربِّي وربّكم وكنتُ عليهم شهيداً ما دمتُ فيهم فلمّا توفّيتني كنت أنت الرّقيب عليهم وأنتَ على كلّ شيء شهيد » وياد كن اى محمد ! كه چون خدا به عيسى گفت : « اى عيسىبن مريم ! تو گفتى مردمان را كه فرا گيريد مرا ومادر مرا دو خدا بدون خداى به حق . » عيسى عرض كرد : « تنزيه مىكنم تورا از شرك تنزيه كردنى . نسزد ونشايد مرا كه بگويم آن چيزى را كه سزاوار نباشد مرا گفتن آن . اگر بوده‌ام وگفته‌ام آن را پس تو دانستهء آن را تو مىدانى آن‌چه پنهان مىكنم در نفس خود همچنان‌كه تو مىدانى آن‌چه آشكارا مىكنم . من نمىدانم آن‌چه در ذات توست ؛ يعنى آن‌چه اخفا
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 698 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية