تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
هامش
- خداى تعالى جل جلاله اين آية فرستاد : « إنّ مثل عيسى عند اللَّه - إلى قوله - فنجعل لعنة اللَّه على الكاذبين » . رسول عليه السلام ايشان را گفت : « چون شما قول من باور نمىكنيد وحجت قبول نمىكنيد ، بياييد تا مباهله كنيم كه خداى تعالى مرا خبر داد كه عذاب فرود آرد بر دروغ‌زن . » با يكديگر نگريدند وگفتند : « چه رأى است شما را ؟ » گفتند : « مهلت بايد خواستن تا فردا . » گفتند : « ما را مهلت ده تا فردا تا ما انديشه كنيم . » آن‌گه برفتند وبا هم بنشستند ورأى زدند . أسقف ايشان را گفت : « اگر محمد فردا آيد وعامهء صحابه را در قفا گيرد ، از أو هيچ انديشه مكنيد وبا أو مباهله كنيد كه أو بر حق نيست واگر آيد وخاصهء فرزندان خود را وقرابات خود را آرد ، از مباهلهء أو حذر كنيد . » چون بامداد بود وصحابه در مسجد شدند وهر كسى توقع كرد كه رسول عليه السلام اورا حاضر كند ، رسول گفت : « مرا نفرموده‌اند الا خاصگان خود را از زنان ومردان وكودكان آن‌جا برم . آنان را كه خداى تعالى جل جلاله به دعاى ايشان عذاب فرستد وعذاب صرف كند . » آن گه دست على گرفت وحسن وحسين مىرفتند از پس أو فاطمه عليها السلام بر اثر ايشان مىرفت تا به صحرا شدند وترسايان بيامدند وأسقف در پيش ايشان ايستاده بود ، چون درنگريست ، ايشان را ديد . أسقف گفت : « اينان كه‌اند از محمد ؟ » گفتند : « آن برنا پسر عم وداماد اوست بر دخترش وآن زن دختر أو است وآن كودكان ، دختر زاده‌هاى اويند . » أو با ترسايان نگريست وگفت : « بنگريد كه چگونه واثق است كه به مباهله ، فرزندان وخاصگان خود را آورده است وبه خداى كه اگر هيچ خوفي بودى اورا از آن كه حجت بر أو باشد ، اگر اختيار كردى هلاك خود را وهلاك اينان را « احذروا مباهلته » . از مباهلهء أو حذر كنيد كه اگر نه مكان قيصر بودى ، من اسلام آوردمى وبا أو مصالحه كنيد بر آن كه أو حكم كند وبازگرديد وبا شهر خود شويد ورأى بزنيد تا صلاح شما در چيست ؟ » گفتند : « رأى تو رأى ما باشد وآن‌چه تو گويى ، عين مصلحت باشد . » أسقف گفت : « يا أبا القاسم ! إنّا لا نباهلك ولكنّا نصالحك ؛ ما با تو مباهله نمىكنيم ، وليكن با تو مصالحه مىكنيم . با ما مصالحتي كن بر چيزى كه ما به آن قيام توانيم كردن . » رسول عليه السلام با ايشان مصالحه كرد بر دو هزار حله از حله‌هاى أواقي . قيمت هر حله چهل درم سره هرچه بيفزايد يا بكاهد از قيمت اين حله‌ها به حساب باشد وبفرمود تا صلحنامه‌اى بنوشتند . « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم . هذا كتاب من محمّد النّبيّ رسول اللَّه لنجران وحاشيتها في كلّ صفراء وبيضاء وثمرة ورقيق لا يؤخذ منهم غير ألفي حلّة من حلل الأواقي ، قيمة كلّ حلّة أربعون درهماً ، فما زاد أو نقص فبحساب ذلك يؤدّون ألفاً منها في صفر وألفاً في رجب ، وعليهم أربعون ديناراً مثواة رسولي فما فوق ذلك ، وعليهم في كلّ