هامش
خداى وسنت رسول زرم مىده وتو بر تأويل « قرآن » قتال مىكن ؛ چنانكه من بر تنزيل قرآن قتال دادم . همانا هالك است از أمت آن كس كه خصومت تو جويد ويا خصمي يك تن از اوصياى تو كند ، يا از طريق شما راه بگرداند .
از پسِ اينكلمات ، علي عليه السلام معاوية را مخاطب مىدارد وبه آيات قرآن حجت بر وى مىكند واز روزگار آينده خبرمىدهد ومىفرمايد : « اى معاوية ! قسم به جان خودم ، آنگاه كه من از براي تو واز بهر طلحه وزبير طلب رحمت كنم وخواستار مغفرت شوم ، آن استرحام واستغفار را جز لعنت وعذاب مشمار . چه جرم وجريرت شما هر سه تن از آن دو كس كمتر نيست كه تأسيس اين ظلم وضلالت وتمهيد اين غدر وغوايت از بهر تو واز بهر آن كس كه خون أو همى جويى نمود ، همانا آن دو كس شما را بر گردن ما نشاندند ودست ظلم شما را بر ما گشودند . » آنگاه به آيات مباركه تمثل مىجويد كه خداوند مىفرمايد : ( آيا نگران نشدى آنان را كه از كتاب بهرهور گشتند وايمان به جبت وطاغوت كه دوبت است ، آوردند ؟
مؤمنان را گفتند كه راه راست جز اين نيست . خداوند ايشان را لعن كرد وآن كس را كه خداوند لعن كند ، منصور نگردد وهرگز ايشان از پادشاهى بهره نبرند وهيچ كس را بهره نرسانند . آيا حسد مىبرند آنان را كه خداوند از فضل خويش تشريف كرد ؟ )
اين وقت أمير المؤمنين مىفرمايد : ماييم كه محفوف فضل خداونديم ومحسود دشمنانيم وهمچنان به كتاب خداى تمثل مىجويد كه فرموده [ است ] : ( ما آل إبراهيم را كتاب وحكمت عنايت كرديم وپادشاهى عظيم عطا فرموديم . ) أمير المؤمنين مىفرمايد كه خداوند در ملك عظيم امامان برمىانگيزد كه هر كس أطاعت ايشان كند ، أطاعت خداى كرده باشد وهر كس عصيان ايشان كند ، در خداى عاصى گردد . اين چيست كه در آل إبراهيم كتاب وحكمت ونبوت را باور داريد واقرار كنيد ودر آل محمد استوار نداريد وانكار كنيد ؟ هان اى معاوية ! اگر تو وأصحاب تو فرومايگان شام وگروهى از قبايل ربيعه ومضر انكار فضايل ما كنند ، باكى نيست . خداوند بسيار كس برانگيخته [ است ] كه فضل ما را پوشيده ندارد . يا معاوية ! همانا قرآن بر حق است ونور هدايت [ است ] وشفاى اسقام مؤمنين است . آنان كه گوش شنوا وچشم بينا دارند . يا معاوية ! دانسته باش كه خداوند هيچ صنفى از أصناف ضلالت كه بهرهء دوزخند ، رها نكرده ، الّا آنكه از قرآن بر ايشان احتجاج فرموده ومتابعت ايشان را منهى داشته [ است ] وفرو فرستاد بر ايشان قرآن ناطق كه شناخت أو را آن كس كه شناخت وندانست آنكه ندانست من از رسول خداى شنيدم كه فرمود : « نيست در قرآن آيتي وحرفى ، الّا آنكه آن را ظاهري وباطني است واز بهر آن تأويلى است وتأويل آن را جز خداوند وراسخون ندانند . »
وراسخون در علم ، ما آل محمديم وديگر مردم مأمورند كه بر اين جمله ايمان آرند وأمور خويش بر ما مفوض ومسلم دارند ؛ چنانكه خداوند فرمايد : اين امر را با رسول خدا وأولو الأمر باز گذاريد تا شما به اندازهء نيروى شما آموزگارى فرمايند . سوگند به جان خودم ، گاهى كه رسول خداى از اين سراى تحويل داد ، اگر مردمان طاعت ما برداشتند وامر خويش را به ما گذاشتند ، به كمال سعت وتمام نعمت برخوردار شدند . يا معاوية ! آنچه از اعداى ما كاسته شد ، افزون است از آنچه از ما كاسته آمد . همانا خداوند خاص