تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 965

مساهمون:

ص٩٦٥
هامش
- نمايد ، أم سلمة به خدمت ايشان مشرف شد . عرض كرد : « اى نور ديدهء من ! اى فرزند گرامى ! مرا اندوهناك مگردان در بيرون رفتن از مدينه به سوى عراق . چه من از جدت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيده أم كه مىفرمود : فرزند دلبند من حسين ، در عراق در زمينى كه آن را كربلا مىگويند ، به تيغ ظلم وجفا كشته خواهد شد . » حضرت فرمود : « اى مادر محترم ! من نيز مىدانم كه شهيد خواهم شد ومرا چاره‌اى از رفتن نيست ، وبه فرمودهء خدا عمل مىنمايم . به خدا سوگند كه مىدانم كه در چه روز كشته خواهم شد وكي مرا خواهد كشت ودر كدام بقعه مدفون خواهم گرديد ، ومىدانم كه كي با من از أهل بيت من وخويشان من با من كشته خواهد گشت واگر خواهى اى مادر ، بنمايم جاى خود را كه در آن كشته ومدفون خواهم شد . » پس آن حضرت به جانب كربلا به دست مبارك خود اشاره نمود . وبه اعجاز آن حضرت ، زمين‌ها پست شد وزمين كربلا بلند شد تا آن كه آن حضرت لشكرگاه خود را محل شهادت وموضع دفن خود وهر يك از أصحاب خود را به أم سلمة نمود . پس أم سلمة فغان ونالهء أو بلند شد ، به حدى كه در وديوار با أو هم‌ناله شدند . حضرت فرمود : « اى مادر گرامى ! چنين مقدر شده است كه من به جور وستم شهيد شوم وفرزندان وخويشان من با من شهيد شوند وأهل بيت وزنان وأطفال مرا أسير ودستگير بنمايند وشهر به شهر وديار به ديار بگردانند وهر چند استغاثه بنمايند ، ياورى نيابند . » أم سلمة گفت كه : « اى فرزند دلبند ! جد عالىقدر تو اين مصيبت عظما را براي من شرح داده است وتربت مدفن تو را به من عطا كرده است ودر شيشه اى آن را ضبط كرده أم . » پس حضرت امام حسين دست فراز كرد وكفى از خاك كربلا برداشت وبه أم سلمة داد وفرمود : « اى مادر مؤمنان ! اين خاك را نيز در شيشه ضبط كن ودر نزد آن شيشه كه جدم آن را به تو سپرد ، بگذار . هرگاه ديدى هر دو خون شدند ، بدان كه من در آن صحرا شهيد شدم . » أم سلمة بعد از رفتن سيد الشهدا ، به طرف كربلا همى مواظبت آن دو شيشه مىنمود . تا روز عاشورا به جهت خواب قيلوله خوابيده بود ، به ناگاه ترسان ولرزان از خواب بيدار شد وبر سر شيشه‌ها رفت ديد ، خون از آن‌ها جوش مىزند . آن خون را به صورت ماليد وصيحه بركشيد وفرمود : « يا بنات عبدالمطّلب ! هَلُمْنَ ، هَلُمْنَ ، فقد قُتل واللَّه سيِّدكنّ الحسين ، فقيل لها : يا امّ المؤمنين ! ما هذا ؟ » فرمود : « به درستى كه از روزى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از دنيا رفته ، أو را در خواب نديده بودم . امروز براي خواب قيلولهء اندكى سر به بالين نهادم ، به ناگاه رسول خدا را گردآلود وژوليده مو بديدم . عرض كردم : يا رسول اللَّه ! اين چه حالت است كه در شما مىنگرم ؟ فرمود : اى أم سلمة ! حسين مرا كشتند . ما زلت اليوم أحفر القبور للحسين وأصحابه . » محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 2 / 302 - 304
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 965 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية