أمالك بن النّسر أنت ؟ قال : نعم ، فقال له : ثكلتك امّك ! ماذا جئت به ؟ قال : وما جئت به ؟ أطعت إمامي ، ووفيت ببيعتي . فقال له أبو الشّعثاء : عصيت ربّك ، وأطعت إمامك ، في هلاك نفسك ؛ وكسبت العار والنّار ؛ ألم تسمع قوله تعالى : « وَجَعَلْناهُم أئِمّةً يَدعُونَ إلى النّارِ ويومَ القِيامةِ لا يُنْصَرُون » ، فهرأ مالك .
( ضبط الغريب ) : ممّا وقع في هذه التّرجمة ( هرأ ) الرّجل بكلامه ، أكثر الخنا والخطأ به ، فمعنى العبارة : أجابه مالك بجواب غير لائق لخطأئه ، وخناه . وربّما صحّفت الكلمة بهزا ، فمعناها : أجابه مالك بكلام فيه سخريّة . « 1 »
السّماوي ، إبصار العين ، / 102
هامش
( 1 ) - ( د مل ) بامدادى فرود شد ونماز صبح خواند وشتابانه سوار شد وبه دست چپ ميل كرد ومىخواست ياران خود را پراكنده كند . حربن يزيد مىآمد واورا با اصحابش برمىگردانيد وچون به سختى آنها را به سمت كوفه برمىگرداند ، سرباز مىزدند وعقب مىكشيدند وبه همين روش با هم مىرفتند تا به نينوا رسيدند ؛ آنجا كه حسين عليه السلام منزل كرد . ناگاه سواري بر أسب رهوارى سلاح دار كمان بر دوش از كوفه مىآمد . همه ايستادند وبه أو نگاه كردند . چون به آنها رسيد ، به حر ويارانش سلام كرد وبر حسين ويارانش سلام نداد ونامه اى از عبيداللَّه بن زياد به حر داد وبهناگهان در آن نوشته بود :
« اما بعد ، چون نامهء من به تو رسيد وفرستاده أم نزد تو آمد ، به حسين سخت بگير وأو را در يك زمين عريان بازداشت كن كه نه قلعهاى داشته باشد ونه آبى . به فرستادهام دستور دادم با تو باشد واز تو جدا نشود تا به من خبر رساند كه دستور مرا اجرا كردى ، والسلام . »
حر چون نامه را خواند ، به آنها گفت : « اين نامهء أمير عبيداللَّه است وبه من دستور داده كه هر جا نامه اش به من رسيد ، شما را بازداشت كنم واين هم فرستادهء اوست كه مأمور بازرسى است براي اجراى دستور أو ( ط ) . »
يزيد بن مهاجر أبو الشعثاى كندى نهدى نگاهى به فرستادهء ابن زياد كرد وگفت : « تو مالك بن نسير بدّى هستى ؟ »
گفت : « آرى . » أو يكى از مردم كنده بود .
گفت : « مادرت بر تو بگريد ، چه دستوري آوردى ؟ ! ! »
گفت : « چه آوردم ؟ از امام خود فرمان بردم وبه بيعت خود وفا كردم . »
أبو الشعثا گفت : « پروردگار خود را نافرمانى كنى وامام خود را فرمان برى كه خود را هلاك كنى وننگ ودوزخ به دست آرى ؟ چه بد امامي دارى . خداى عز وجل ( در سورهء قصص 41 ) فرمايد : بعضي از آنها را امامانى نموديم كه به دوزخ دعوت كنند وروز قيامت پيروز نشوند . امام تو از آنهاست . » -