( قال ) أبو مخنف : لمّا كاتب الحرّ ابن زياد في أمر الحسين عليه السلام ، وجعل يسايره ، جاء إلى الحرّ رسول ابن زياد مالك بن النّسر البدّيّ ، ثمّ الكنديّ ، فجاء به الحرّ وبكتابه إلى الحسين عليه السلام ، كما يذكر في ترجمة الحرّ ، وكما قصصناه . فعن مالك ليزيد هذا ، فقال يزيد :
هامش
- در جمله مىگويد : « چون رسول من با تو رسيد ومكتوب مرا با تو رسانيد ، كار را بر حسين سخت وصعب بگير واورا مگذار فرود شود ، جز در زمين بىآب وعلف . فرستادهء خود را فرموده أم كه از تو جدا نشود ونگران تو باشد . چون امر مرا به نفاذ رسانى ، نيكو خدمتي تو را به من رساند . »
حر آن مكتوب را مطالعه نمود وبر حسين وأصحاب أو نيز قرائت فرمود وگفت : « اينك عبيداللَّه بن زياد فرمان كرده است كه در مكاني كه مكتوب أو را مطالعه نمودم ، شما را فرود آورم . »
در ميان أصحاب حسين عليه السلام ، يزيد بن مهاجر الكندي ، فرستادهء ابنزياد را بشناخت وروى بدو آورد وگفت : « مادر بر تو بگريد ، چه نكوهيده رسالت بود كه تو بر ذمت نهادى ؟ »
گفت : « امام خويش را أطاعت كردم ودر تقديم خدمت أو تشييد 1 بيعت نمودم . »
فقال له ابن المهاجر : « بل عصيت ربّك وأطعت إمامك في هلاك نفسك وكسبت العار والنّار ، وبئس الإمام إمامك . قال اللَّه : « وَجَعَلْناهُمْ أئِمّةً يَدْعُونَ إلى النّارِ وَيَوْمَ الْقِيمَةِ لَايُنْصَرُونَ » 2 فإمامك منهم » .
ابن مهاجر گفت : « بلكه عصيان كردى پروردگار خود را وأطاعت كردى امام خود را در هلاك خود ودر تقديم اين خدمت بهرهء تو در دنيا ودر آخرت نار شد . چنان كه خداى فرمايد : امامان شما دعوت مىكنند شما را به آتش دوزخ ودر قيامت شما را نصرت نتوانند كرد . »
جلوگيرى حر از حضرت حسين عليه السلام
بالجملة ، حسين عليه السلام أصحاب خود را فرمان كرد تا كوچ دهند وايشان به هر جانب كه خواستند ، روان شد . سپاه حر در برابر آمدند وحايل وحاجز گشتند وگفتند : « الّا آن كه در اين زمين بىآب وعلف فرود آييد . »
فقال له الحسين : « دعنا ويحك ننزل هذه القرية أو هذه يعني نينوى والغاضرية أو هذه يعني شفِيّة » .
فرمود : « اى حر ! دست بازدار تا در يكى از اين قرا فرود آييم . »
عرض كرد : « لا واللَّه از قدرت با زوى من بيرون است ، چه اينك فرستادهء ابنزياد مرا نگران است تا در امتثال امر أو چه كنم . »
زهير بن القين در خشم شد وعرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! سوگند با خداى آنچه از اين پس بر ما درآيد ، أشد بر اين است كه امروز مىنگريم . صواب آن است كه هم در اين ساعت با ايشان مقاتلت آغازيم . قسم به جان من كه از اين پس لشگرى در جنگ ما انجمن شود كه مقاتلت ايشان را برنتابيم . »
حسين عليه السلام فرمود : « من ابتدأ به مقاتلت ايشان نمىكنم تا بر اين جماعت حجت تمام شود . »
1 . ساختن وبلند نمودن .
2 . قرآن كريم ( 28 - 41 ) .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 164 - 166