هامش
- تكليف كنند ، من شرم مىكنم از روى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم كه داخل بهشت شوم وأو را ملاقاة كنم ، در حالي كه حرمت أو را ضايع كرده باشم وحجاب أو را هتك كننده بودم كه از براي من تعيين كرده بود . اى عايشه ! خانهء خود را قلعهء خود قرار بده وحجرهء خود را چون قبر ، كه ستر تو باشد تا رسول خدا را ملاقاة نمايى . اگر اين كار كنى ، نصرت اسلام كرده اى وحرمت خود را حفظ نمودى . همانا بهترين أوقات تو ، لزوم بيت است كه از براي عزت ونصرت اسلام بهتر وبه جهت شرافت دين كاملتر است . اى عايشه ! اگر تو را متذكر بنمايم به آن چه از رسول خدا شنيدهام ، براي تو گزايندهتر از أفعى سياه خواهد بود . »
پس اشعار مذكوره قرائت كرد .
فقالت عايشه : شتمتني يا أخت ، فقالت لها امّ سلمة : ولكن الفتنة إذا أقبلت غطت على البصيرة ، وإذا أدبرت أبصرها العاقل والجاهل ؛ يعنى : ديدهء تو كور وچشم تو بي نور است .
ومخفى نماند كه اين نصايح كافيه وممانعت واضحهء أم سلمة را ديگر از أكابر أهل سنت روايت كرده اند در كتابهاى خود ، مثل : ابن عبد ربه اندلسى مالكي در عقد الفريد ، وأحمد بن ابىطاهر در بلاغات النساء ، وابن قتيبة در غريب الحديث ، ومحمد طاهر گجرانى در مجمع البحار ، واعثم كوفي در تاريخ خود . اين جمله تمام حديث را به عينها نقل كردند . ولغويين أهل سنت ، بيشتر لغات أو را شرح كردهاند ، مثل : أبو عبيده قاسم بن سلام در كتاب غريب القرآن در لغت رقش ، وابن أثير جزرى در كتاب النهاية در لغت سدة وندح وعقر وصحر وعول وفرط وثوب وحمد وغض وخفر ووهز ونص ووجه وسدف ووقع ونهش ، ودر قاموس در لغت سدف وندح ، ودر كتاب صراح اللغة در لغة ندح وفرط ، ودر شرح مقامات حريرى پاره اى از اين حديث را نقل كرده وزمخشري در فائق در لغت سدف ووهز وساير لغات اشاره به اين كلمات بلاغت سمات أم سلمة نمودهاند ، وحقير تفصيل اين مقام را در جلد چهارم الكلمة التامة ، در خلال وقعهء جمل ايراد كرده أم .
محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 2 / 295 - 300