تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
هامش
- نمىگيرد ؟ يا أبتاه ! درافتادم در بليتى بزرگ ورزيتى عظيم ومصيبتى شگرف ، وبماندم در زير بارى گران وهولناك ، يا أبتاه ! فريشتگان بر تو بگريستند وأفلاك درايستادند ومنبر تو بعد از تو وحشت‌انگيز ومهمل گشت ومحراب تو بي مناجاة تو معطل ماند وقبر تو به پوشيده داشتن تو قرين فرحت گشت وجنت به لقاى تو ودعاى تو مشتاق آمد . وبعد از اين سخنان نيز فاطمه مىفرمايد : اى پدر ! چه بسيار بزرگ شد تاريكى وظلمت در مجالس تو بعد از وفات تو ومن دور از تو دريغ مىخورم تا هر چه زودتر به نزد تو آيم ، ودر سوگوارى نشسته است أبو الحسن مؤتمن پدر فرزندان تو حسين وحسن ، اوست برادر تو وولى تو وحبيب تو واوست كه تربيت كردى أو را ، چند كه صغير بود ، وبرادر گفتى گاهى كه كبير شد واوست بهترين أحباب وأصحاب تو واوست كه پيشى گرفت در مسابقت ومهاجرت از همگان ونصرت كرد تو را ، اى پدر ! سوگوارى ما را فرو گرفته وبكا كشندهء ما گشته وبد روزگارى ملازمت ما جسته . اين بگفت ونفسي سرد بركشيد ونالهء بلند برآورد چنان كه گفتى روح مباركش از قفس تن پرواز خواهد كرد وآن اشعار كه مرقوم شد انشاد فرمود وبازسراى خويش شد وروز وشب رهينهء رنج وتعب بود تا درگذشت . همانا ذيل اين حديث فضه در جاى خود رقم مىشود . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زهرا عليها السلام ، / 159 - 164 بعد از رسول خداى صلى الله عليه وآله چند كه فاطمه سلام اللَّه عليها زنده بود هيچ آفريده اى أو را خندان نديد ، روز وشب با خاطري كئيب قرين ناله وعويل ونحيب بود ومشايخ مدينه انجمن شدند وبه حضرت أمير المؤمنين عليه السلام آمدند وعرض كردند : « يا أبا الحسن ! گريهء فاطمه از بامداد به شامگاه واز شام به بأم پيوسته است ، نه در شب خواب بر ما گواراست ونه در روز اكتساب معاش بر ما مهنا ، مسئلت ما آن است كه در روز بگريد واگر نه در شب بگريد . » فرمود : « حبّاً وكرامة . » آن حضرت باز سراى شد وبه نزديك فاطمه آمد وچون فاطمه على را ديدار كرد اندكى از گريه باز ايستاد ، أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : اى دختر رسول خدا ! مشايخ مدينه از تو خواستارند كه در روز بر پدر گريه ميكن واگر نه در شب . » در پاسخ عرض كرد كه : « چه بسيار اندك است مكث من در ميان ايشان ، چه بسيار نزديك است دور شدن من از ايشان ، سوگند با خداى شب وروز بر پدر مىگريم چند كه با أو پيوسته شوم . » على فرمود : « اى دختر رسول خداى ! آن چه مىخواهى مىكن . » واز براي فاطمه در بقيع بيتي بنيان كردند وبيت الأحزان ناميدند وهر روز بامداد حسن وحسين از پيش روى فاطمه روان مىشدند وآن حضرت مىآمد در بقيع غرقد ودر بيت الأحزان مىنشست ومىگريست تا شامگاه . اين وقت أمير المؤمنين عليه السلام حاضر مىشد وآن حضرت را برداشته به سراى باز مىشتافت . -