تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
هامش
- وطبّ الرّحى في يدها ؛ يعنى : چند دست آس بگردانيد كه دست‌هاى مباركش آبله آورد وجز اندك نتوانست دست آس را بگردانيد . وديگر در صحيحين مرقوم است : إنّ عليّاً قال : اشتكى ممّا أندّ بالقرب ، فقالت فاطمة : واللَّه إنِّي أشتكي يديّ ممّا أطحن بالرّحى ؛ يعنى : علي عليه السلام شكايت كرد كه چندان حمل مشك نموده‌ام كه بدن مرا بيازرده وپوست را بپراكنده است ، وفاطمه نيز شكايت فرمود كه دست‌هاى من از زحمت گردانيدن آسيا از كار شده است . چون در اين وقت در حضرت رسول خدا گروهى از أسيران حاضر بودند ، أمير المؤمنين عليه السلام فاطمه را فرمود : « به نزديك پدر شو وخدمتكارى طلب كن . » لاجرم فاطمه عليها السلام به حضرت رسول آمد وسلام داد ، جواب بستد وبي آن كه اظهار حاجت كند مراجعت فرمود . أمير المؤمنين عليه السلام گفت : « بگوى تا چه دارى . » فقالت : « واللَّه ما استطعت أن أكلّم رسول اللَّه من هيبته . » عرض كرد : « سوگند با خداى از هبيت رسول خداى نيروى سخن كردن نيافتم . » اين وقت علي عليه السلام فاطمه را برداشت وبه حضرت رسول آمد ، پيغمبر فرمود : « همانا حاجتي شما را بدين جانب جنبش داد ؟ » أمير المؤمنين عليه السلام صورت حال را به شرح كرد ، فقال : « لا ، ولكنِّي أبيعهم وأنفق أثمانهم على أهل الصّفّة » . وعلّمها تسبيح الزّهراء . پيغمبر فرمود : « از جماعت أسيران فاطمه را خدمتكارى نمىدهم وايشان را مىفروشم وبهاى ايشان را به أصحاب صفه بذل مىفرمايم . » ودر ازاى آن فاطمه را تسبيح زهرا بياموخت . وبه روايتي در كتاب شيرازي مسطور است وقتي كه فاطمه شرح حال خويش را در حضرت رسول خدا به عرض رسانيد وجاريه طلب نمود ، آن حضرت بگريست ، فقال : « يا فاطمة ! والّذي بعثني بالحقّ إنّ في المسجد أربعمائة رجل ما لهم طعام ولا ثياب ، ولولا خشيتي خصلة لأعطيتك ما سألتِ ، يا فاطمة ! إنِّي لا أريد أن ينفكّ عنكِ أجركِ إلى جارية ، وإنِّي أخاف أن يخصمكِ عليّ بن أبي طالب يوم القيامة بين يدي اللَّه عزّ وجلّ إذا طلب حقّه منكِ » ثمّ علّمها صلاة التّسبيح . رسول خدا فرمود : « اى فاطمه ! سوگند بدان كس كه مرا به راستى مبعوث فرمود اينك در مسجد از أهل صفّه چهارصد تن حاضر است وايشان را نه طعامي است مهنا ونه جامه اى است مهيا ، اگر بيمناك نبودم كه از تو فضيلتى فوت شود تو را جاريه عطا مىكردم ، هان اى فاطمه ! نمىخواهم اجرى كه خاص توست بر جاريه فرود آيد وبيم دارم كه فرداى قيامت در حضرت خداوند على از درِ مخاصمت بيرون شود وحق خود را از تو طلب كند . » آن‌گاه تسبيح فاطمه را در ازاى كنيز با أو عطا فرمود . چون فاطمه مراجعت كرد ، فقال أمير المؤمنين : « مضيتِ تريدين من رسول اللَّه الدّنيا فأعطانا اللَّه ثواب الآخرة » . -