وكان يقال : أوّل ذلّ دخل على أهل الكوفة قتل حُجر بن عديّ . « 1 »
الصّفدي ، الوافي بالوفيّات ، 11 / 322
هامش
- مىگفتند ، ونافع را ( ابن الحارث ) وزياد را ( ابن عبيد ) مىخواندند ، چون معاوية زياد را به خود پيوست ، به تفصيلي كه در تاريخ است . پس از آن زياد را زياد بن أبي سفيان مىگفتند اين بود تا موقعى كه دولت بنى أمية روى به زوال گذاشت وپس از سقوط دولت أموي زياد را چون بىپدر بود ( زياد بن أبيه ) فرزند پدرش مىگفتند ويا به مادرش سميه نسبت داده وزياد بن سميه اش مىخواندند وزياد پس از آن كه معاوية أو را به خود ملحق نمود ضمن سخنرانى كه در شام نمود ، گفت : عبيد براي من پدر نيكوكارى بود ومن از أو سپاسگزارم ( وما كان عبيد إلّاوالداً مشكوراً ) . چنان چه يعقوبي در تاريخ خود ، ج 2 / 195 نقل كرده است .
فهرى ، ترجمهء خصال ، 1 / 199 - 200
( 1 ) - مىگويم : كشتن حجر بار بر دل مسلمانان شد ومعاوية را نكوهش كردند .
أبو الفرج أصفهاني گويد : أبو مخنف گفت كه ابن أبي زائده از أبى إسحاق برايم حديث كرد كه : « مردمى را به ياد دارم كه مىگفتند : أول خوارى كوفه ، كشتن حجر وادعاى برادرى زياد براي معاوية ، وكشتن حسين عليه السلام بود . »
گفته اند كه : مردم مىگفتند : « أول خوارى كوفه ، مرگ حسن بن علي عليه السلام وكشتن حجر وبه خود بستن زياد بود . »
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 68