فقتله معاوية بعدما أعطى الحسن بن عليّ الأمان لشيعة عليّ ولحُجر خاصّة .
البلخي ، البدء والتّاريخ ، 2 / 167
هامش
- مىگويى ؟ »
گفت : « مرا بگذار واز من مپرس كه برايت بهتر است . »
گفت : « به خدا نمىگذارمت تا مرا از وى خبر دهى . »
گفت : « شهادت مىدهم كه ذكر خدا بسيار مىگفت ، كسان را به حق وا مىداشت ، عدالت مىكرد وبا مردم گذشت داشت . »
گفت : « دربارهء عثمان چه مىگويى ؟ »
گفت : « نخستين كسى بود كه درِ ستم گشود ، ودرهاى حق را بلرزانيد . »
گفت : « خودت را به كشتن دادى . »
گفت : « تو را به كشتن دادم ، وقتي كه كسى براي حمايت تو نباشد . »
گويد : معاوية أو را پيش زياد فرستاد وبه أو نوشت : « اما بعد ، اين عنزى از همهء كساني كه فرستاده بودى بدتر بود . أو را عقوبتي كن كه شايستهء اوست وبه بدترين وضعي بكش . »
گويد : وچون أو را پيش زياد بردند ، زياد أو را سوى قسالناطف فرستاد كه آن جا زنده به گورش كردند .
گويد : وقتي عنزى وخثعمى را سوى معاوية مىآوردند ، عنزى به حجر گفت : « اى حجر ، خدايت محفوظ دارد كه نيك مسلمانى بودى . »
خثعمى گفت : « محفوظ مانى ومفقود نشوى كه امر به معروف مىكردى ونهى از منكر . »
گويد : پس آنها را ببردند وحجر از پى آنها بگريست وگفت : « مرگ رشتهء دوستىها را مىبرد . »
گويد : چند روز پس از كشته شدن حجر ، عتبةبناخنس وسعد بن نمران را پيش معاوية بردند كه آزادشان كرد .
نام كساني از ياران حجر كه كشته شدند
حجر بن عدي ، شريك بن شداد حضرمي ، صيفي بن فيسل شيبانى ، قبيصة بن ضبيعهء عبسى ، محرز بن شهاب سعدى منقرى ، كدام بن حيان عنزى وعبد الرحمان بن حسان عنزى .
عبد الرحمان را پيش زياد فرستاد كه در قس الناطف زنده به گور شد .
پس ، هفت نفر بودند كه كشته شدند وكفنشان كردند وبر آنها نماز كردند .
نام كساني از ياران حجر كه نجات يافتند
كريم بن عفيف خثعمى ، عبداللَّه بن حويه تميمي ، عاصم بن عوف وورقاء بن سمى ، هردوان بجلى ، أرقم بن عبداللَّه كندى ، عتبة بن اخنس از بنى سعد بن بكر وسعد بن نمران همداني كه هفت كس بودند .
پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 2840 - 2844 ، 2845