ومنها : موقفه مع الأشهب في الغارة
أمر الأشهب بن بشير القرني [ ظ ] ، وبعضهم يقول : الأشعث [ وكان ] من بجيلة ، وهو كوفيّ .
قالوا : ثمّ خرج الأشهب في جمادى الآخرة سنة ثمان وثلاثين في مائة وثلاثين [ وثمانين « خ » ] ، فأتى المعركة الّتي أصيب ابن علقمة وأصحابه فيها ، فصلّى عليه ، وأجل من قدر عليه منهم ، فوجّه إليه عليّ جارية بن قدامة التّميميّ ، ويقال : حجر بن عديّ الكنديّ ، فأقبل إليهم الأشهب ، فالتقوا بجرجرايا من أرض جوخا ، فقتل الأشهب وأصحابه في جمادى الآخرة سنة ثمان وثلاثين .
البلاذري ، جمل من أنساب الأشراف ، 3 / 243 ، أنساب الأشراف ، 2 / 483
هامش
- كند گمراه نگردد ، وهر آن كس كه ما را انكار كند راه رستگارى نيابد ، وهر كس به يارى دشمن ما بر ما زيان رساند روى نجات نبيند ، وكسى كه ما را به دست دشمن بسپارد يارى نشود . پس به خاطر طمع دنيا ومال اندك آن كه از دست شما خواهد رفت وشما از آن جدا خواهيد شد از خدمت ما باز نايستيد ؛ زيرا كسى كه دنيا را بر آخرت مقدم داشت وبه جاى ما دنيا را برگزيد فردا حسرت بزرگى به أو دست خواهد داد واين است معناى آيهء شريفه : ( زمر 56 ) :
( تا كسى بگويد آه از اين حسرت كه چرا دربارهء خداوند كوتاهى نمودم گرچه از مردمان خوار مىباشم ) كودكان خود را از چربى غذايى كه خوردهاند بشوئيد وپاكيزه كنيد كه شيطان ها چربى مانده از غذا را مىبويند وكودك در حال خواب مىترسد ودو فرشتهء نويسندگان اعمال از آن در آزارند ، نخستين نگاهى كه به زن مىافتد از آن شما است ولى نگاه ديگرى به دنبال نگاه أول نكنيد واز گرفتارى كناره گيريد ، مىگسار دائم خداى عز وجل را همچون بتپرست ملاقاة مىكند . »
حجر بن عدى عرض كرد : « يا أمير المؤمنين ! مىگسار دائم چه كسى است ؟ »
فرمود : « آن كه هر وقت مىدر دسترس داشته باشد بنوشد ، كسى كه مست كننده اى بنوشد تا چهل شبانه روز نماز أو پذيرفته نيست . كسى كه به مؤمني حرفى بگويد كه مقصودش كاهش قدر أو باشد خداى عز وجل أو را در ميان چرك وخون دوزخيان زندانى مىكند تا دليلي براي خلاصي از گفتار خود بياورد . »
فهرى ، ترجمهء الخصال ، / 740 ، 769 - 770