هامش
- گفته بود : « در هر دو دوره حق با أو بود . »
آن گاه پرسيده بودند : « على پيش از حكميت وبعد از آن چگونه بوده است ؟ »
گفت : « أو خدا را بهتر از هر كس ديگر مىشناسد ودر دين خود پرهيزگارتر است . »
گفتند : « تو پيرو هواىنفس خود هستى ورجال را بر حسب نامهايشان ، نه افعالشان ، دوست مىدارى . »
سپس أو را سر بريدند وشكم زنش را نيز دريدند . وسه زن ديگر از قبيلهء طي را به قتل آوردند . قتل عبداللَّه بن خباب وتعرضشان به مردم ديگر ، على را غمگين ساخت . حارث بن مرة العبدي را براي تحقيق در جوانب امر ، نزد ايشان فرستاد . خوارج به قتلش آوردند . ياران على گفتند : « چگونه اينان را به حال خود رها كنيم ، واز تطاول آنان به أموال وعيال واولادمان آسوده خاطر باشيم ؟ بايد نخست كار اينان را يكسره كرد . »
أشعث بن قيس نيز برخاست وچنين سخنانى گفت . على با آنان موافقت كرد . ونزد آنان كس فرستاد كه قاتلان برادران ما را به دست ما دهيد ، تا از شما دست برداريم . تا چون از جنگ با عرب ( مردم شام ) باز گرديم ، شايد خداوند شما را به راه خير راهبرى نمايد . خوارج جواب دادند : « همهء ما آنان را كشتهايم . ريختن خون شما وخون آنان براي ما جايز است . »
قيس بن سعد بن عباده وأبو أيوب انصارى آنان را موعظه كرد . سود نبخشيد . تا آنگاه كه على خود آمد وتهديدشان كرد ، وبه سفاهت موسومشان ساخت وگفت كه : « آن دو حكم به كتاب وسنت كار نكردند . ما نيز آنان را رد مىكنيم وخود همچنان بر قاعدهء اوليم . »
گفتند : « ما از اين كه به حكميت گردن نهاديم ، كافر شديم ، سپس توبه كرديم . اگر تو نيز توبه كنى با تو هستيم وگرنه تو را نفى مىكنيم . »
على گفت : « پس از آن كه به رسول خدا صلى الله عليه وآله ايمان آوردهام وبا أو هجرت كردهام ودر راه اسلام جهاد كردهام ، چگونه به خود نسبت كفر دهم ؟ »
پس از نزد آنان بازگشت .
وگويند : چون على زبان به سخن گشود واز كارهاى ناپسند آنان ، چون قتل وفساد به سختى انتقاد نمود ، از جمعيت خوارج ندا برخاست : « با اينان سخن مگوييد وآمادهء ديدار با خدا شويد . »
پس به جانب جسر ، تاخت آوردند . ولى على از پى آنان روان شد واز رفتن بازشان داشت . على سپاه خود را تعبيه داد . بر ميمنه حجر بن عدي وبر ميسره شبث بن ربعي يا معقل بن قيس وبر سواران أبو أيوب وبر پيادگان أبو قتادة وبر مردم مدينه كه هفتصد تن يا هشتصد تن بودند ، قيس بن سعد را قرار داد . خوارج نيز سپاه خود تعبيه دادند . بر ميمنه زيد بن حصين الطايى وبر ميسره شريح بن أوفى العبسي وبر سواران حمزة بن سنان الأسدي وبر پيادگان حرقوص بن زهير را قرار دادند .
على پرچم أمان به دست أبو أيوب داد كه هر كس به سوى آن آيد ، اگر كسى را نكشته باشد ومتعرض -