تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1071

مساهمون:

ص١٠٧١
هامش
- بخواهد سواره با من بيايد وهر كه نتواند با كشتى برود . » عدهء نه‌هزار نفر با حسن همراهى كردند . شش هزار ودويست سوار از طريق صحرا ودو هزار وچهارصد با كشتى روانه شدند . گفته شده : على بعد از حسن ، اشتر ( مالك ) وعمار را سوى كوفه فرستاد . اشتر وارد مسجد شد در حالي كه مردم جمع شده وأبو موسى بر منبر فراز گشته بود . اشتر از هر قبيله كه مىگذشت وى را براي يارى على دعوت مىكردو مىگفت : « به دنبال من تا قصر ( كاخ أمير ) بياييد . » تا آن كه با جماعت دلخواه خود داخل قصر شد ، در آن هنگام أبو موسى بر منبر مشغول خطابه بود كه مردم را از يارى على باز دارد ، حسن هم به أو مىگفت : « از كار ما بركنار شو اى بىمادر ، از منبر ما فرود آ وبرو . » عمار هم با أو كشمكش داشت . اشتر رسيد وغلامان أبو موسى را از كاخ بيرون كرد . آن‌ها در حال فرار فرياد مىزدند : « اى ابا موسى ! اشتر ما را از كاخ طرد كرده . أو ما را زده وبيرون نمود . » أبو موسى از منبر فرود آمد وسوى كاخ روانه شد . اشتر به أو نهيب داد وگفت : « اى بىمادر ! خدا جان تو را بگيرد . » أو گفت : « امشب را به من مهلت بده . » گفت : « يك شب بمان ولى هرگز در كاخ مباش . » مردم هم شوريدند وأموال أبو موسى را به يغما بردند ، ولى اشتر مانع شد وگفت : « أو در حمايت من است . » مردم هم خوددارى كردند وبعد از آن آمادهء جنگ شدند وآن عده به يارى شتاب كردند . گفته شده عدهء كساني كه از كوفه به يارى على رفتند دوازده هزار مرد به اضافهء يك مرد بودند . أبو الطفيل گويد : من از على شنيدم كه قبل از رسيدن آن‌ها عدد را ذكر نمود ، من هم براي شمردن آن‌ها آماده شدم ، آن‌ها را شمردم كه نه يك تن از آن ها كاسته ونه يك تن افزوده شد . فرماندهء كنانه ( قبيله ) وأسد وتميم ورباب ومزينه معقل بن يسار رياحى بود . فرماندهء سبع قيس هم سعد بن مسعود ثقفى عم مختار مشهور بود . فرماندهء بكر وتغلب هم وعلة بن محدوج ذهلى ، وفرماندهء مذحج وقبيلهء اشعر حجر بن عدي ، وفرماندهء بجيله وانمار وخثعم وأزد مخنف بن سليم ازدى بودند . همه بر أمير المؤمنين در محل ذىقار وارد شدند . على با جمعى از اتباع خود به استقبال آن‌ها شتاب كرد ، ابن‌عباس هم همراه آن‌ها بود ، على در استقبال آن‌ها مرحبا گفت وچنين خطبه نمود : « اى أهل كوفه ! شما با پادشاهان عجم نبرد كرديد واجتماع آنان را پريشان نموديد تا آن كه ميراث آن ها به شما رسيد ، آن‌گاه محيط خود را حفظ واز آن دفاع كرديد ، به يارى مردم ضد دشمنان آن‌ها مبادرت نموديد . من شما را دعوت كردم كه با ما شاهد وناظر وميان ما وبرادران ما از أهل بصره -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1071 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية