وكان رؤساء الجماعة من الكوفيِّين « 1 » القعقاع بن عمرو ، وسعد بن مالك ، وهند بن عمرو ، والهيثم بن شهاب . وكان رؤساء النّفّار زيد بن صوحان ، والأشتر ، وعديّ بن حاتم ، والمسيّب بن نجبة ، ويزيد بن قيس « 1 » ، وأمثال لهم ليسوا دونهم إلّاأ نّهم لم يؤمروا ، منهم حجر بن عديّ . « 2 »
ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 118 - 119 / عنه : الأمين ، أعيان الشّيعة ، 4 / 572
« 2 »
هامش
( 1 ) ( 1 ) [ الأعيان : فلان وفلان ] .
( 2 ) - آن گاه حسن خود برخاست وگفت : « اى مردم ! دعوت أمير خودرا أجابت كنيد ونزد برادران خود برويد . اين كار كساني خواهد يافت كه بدان كمر بندند وأجابت ويارى كنند . به خدا سوگند اگر مردان خردمند اين كار را در دست گيرند چه در حال وچه در آينده بهتر از كسان ديگر خواهد بود وعاقبت كار ( با تسلط خردمندان ) خوبتر خواهد بود ، دولت ما را أجابت كنيد وما را بر آن چه بدان مبتلا ودچار شدهايم وشما را هم دچار كرده يارى كنيد . أمير المؤمنين مىگويد : من براي انجام اين كار برخاستهام خواه ظالم باشم وخواه مظلوم ( هر چه باشد بايد كار را سامان بدهم ) . كسى نيست كه حق خدا را بشناسد ورعايت كند واز يارى ما خوددارى وتقاعد نمايد ، من هر شخص خداشناسى را به نام خدا دعوت مىكنم كه به يارى ما شتاب كند ، اگر مظلوم باشم ( به زبان على مىگويد ) مرا مساعدت كند واگر ظالم باشم حق را از من بستاند . به خدا سوگند طلحه وزبير نخستين كسى بودند كه با من بيعت نمودند وهمان دو مرد نخستين كسى بودند كه خيانت كردند ، آيا من مالي را به خود اختصاص دادهام يا حكم خدا را عوض كردم . هان برخيزيد وشتاب كنيد وامر به معروف ونهى از منكر نماييد . »
مردم رام شدند ودعوت ( حسن ) را أجابت كردند وخشنود شدند . گروهى از قبيلهء طي نزد عدى بن حاتم ( طائى مشهور ) رفته ، گفتند : « كار را چگونه مىبينى وبه ما چه فرمان ودستور مىدهى ؟ »
گفت : « ما با اين مرد ( على ) بيعت كرديم وأو ما را به نيكى دعوت كرده تا در اين حادثهء بزرگ ( قيام مخالفين ) انديشه ونظر كنيم ، ما مىرويم وبعد خواهيم ديد . »
هند بن عمرو برخاست وگفت : « أمير المؤمنين ما را دعوت كرده ونزد ما نمايندگان هم فرستاده تا آن كه فرزند خود را نزد ما فرستاد سخن أو را بشنويد وأطاعت كنيد وبه فرمان أو كمر بنديد وسوى أمير خود بشتابيد وبا أو همراهى كنيد واين كار را سامان دهيد وبا فكر ورأى خود أو را يارى نماييد . »
حجر بن عدي برخاست وگفت : « اى مردم ! دعوت أمير المؤمنين را أجابت كنيد وبرخيزيد وبرويد ، خواه سبك بار ، خواه سنگين بار باشيد ، بشتابيد . كه من نخستين كسى خواهم بود كه به يارى أو مبادرت كرده أم . »
مردم أطاعت كردند وآماده سير وسفر شدند . حسن گفت : « اى مردم ! من فردا خواهم رفت ، هر كه -