تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 950

مساهمون:

ص٩٥٠
هامش
- 2 . حرون : سركش ، نافرمان . 3 . شموسى : چموشى . 4 . علاقة گشت : آويزان شد . 5 . واژونه : مقلوب . 6 . خاره يا خارا : سنگ سخت . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 259 - 260 عمرو بن حجاج ، با لشگر خود به جناح راست ياران حسين حمله برد . چون نزديك رسيدند ، أصحاب حسين زانو زدند ونيزه‌ها را به سوى آن‌ها كشيدند ، اسب‌ها از سرنيزه‌هاى آنان رميدند وخواستند برگردند . آن‌ها را به تير بستند وچند مرد كشته وچندى زخمى شدند ، سپس مردى از بنىتميم ، به نام عبداللَّه ابن حوزه آمد وبرابر حسين عليه السلام ايستاد ، فرياد كشيد : « حسين ! » حسين فرمود : « چه مىخواهى ؟ » گفت : « مژده بادت به آتش . » فرمود : « نه ، هرگز ، من پيش پروردگارى مهربان وشفيعي مطاع مىروم ، اين كيست ؟ » يارانش گفتند : « ابن حوزه است . » فرمود : « پروردگارا ! به آتشش بران . » اسبش رم برداشت وأو را در جويى انداخت . پاى چپش در ركاب ماند وپاى راستش به هوا رفت . مسلم بن عوسجة بر أو تاخت وپاى راستش با شمشير پراند واسبش أو را كشيد وسرش را به سنگ وگياه بيابان زد تا مرد وجانش به دوزخ شتافت . ازدى از عطاءبن سائب از عبدالجباربن وائل از برادرش مسروق‌بن وائل روايت كرده ، گفت : من در لشگرى كه سوى حسين رفتند ، همراه بودم . گفتم ، در مقدم لشگر باشم وشايد سر حسين را به دست آرم ونزد ابن زياد ، مقامي يابم . گفت ، چون به حسين رسيديم ، يكى از لشگريان ، به نام ابن‌حوزه پيش رفت وگفت : « حسين ميان شماست ؟ » آن‌حضرت جواب نداد تا بار سوم . حسين فرمود : « بگوييد آرى ، اين حسين است ، چه كارى دارى ؟ » گفت : « اى حسين ! مژده گير به آتش . » فرمود : « دروغ گفت . من نزد پروردگارى آمرزنده وشفيعي مطاع شتابم ، تو كيستى ؟ » گفت : « ابن‌حوزه . » گويد : حسين دست‌به‌دعا برداشت تا سفيدى زير بغلش از روى جامه ديديم ، سپس فرمود : « بارخدايا ! أو را به آتش كش . » ابن حوزه خشم كرد وخواست أسب بر سر أو تازد ، نهرى در ميان بود ، به‌پا از ركاب آويزان شد وأسب أو را كشاند تا افتاد وقدم وساق ورانش جدا شد ونيمهء ديگرش ، به ركاب آويزان ماند . مسروق -