تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1257

مساهمون:

ص١٢٥٧
حدّثني الحسين بن نصر ، قال : حدّثنا أبو ربيعة ، قال : حدّثنا أبو عَوانة ، عن حصين ابن عبدالرّحمان ، قال : بلغنا أنّ الحسين عليه السلام . . . وحدّثنا محمّد بن عمّار الرّازيّ ، قال : حدّثنا سعيد بن سليمان ، قال : حدّثنا عباد بن العوّام ، قال : حدّثنا حصين ، أنّ الحسين بن عليّ عليه السلام كتب إليه أهل الكوفة : إنّه معك مائة ألف ، فبعث إليهم مسلم بن عقيل ، فقدم
هامش
- نعمان گفت : « اين كه ضعيف باشم ، اما مطيع خدا بهتر از آن است كه در كار معصيت خدا نيرومند باشم . من كسى نيستم كه پرده اى را كه خدا پوشانيده بدرم . » گويد : آن كس گفتهء نعمان را براي يزيد نوشت وأو غلام خويش را كه سرجون نام‌داشت وبا أو مشورت مىكرد ، پيش خواند وخبر را با وى بگفت . سرجون گفت : « اگر معاوية زنده بود ، از أو مىپذيرفتى ؟ » گفت : « آرى . » گفت : « پس از من بپذير كه كس جز عبيداللَّه بن زياد در خور كوفه نيست ، اورا ولايتدار كوفه كن . » گويد : يزيد نسبت به عبيداللَّه خشم آورده بود ومىخواسته بود أو را از بصره بردارد . پس بدو نوشت كه از أو راضى شده وكوفه را نيز با بصره به أو داده ونوشت كه مسلم بن عقيل را بجويد واگر به دست آورد ، خونش بريزد . گويد : عبيداللَّه با سران مردم بصره بيامد وروى بسته وارد كوفه شد وبر هر جمعى كه مىگذشت وسلام مىگفت ، مىگفتند : « سلام بر تو اى پسر دختر پيمبر خدا ! » كه پنداشتند أو حسين بن علي عليه السلام است . گويد : وچون وارد قصر شد ، غلام خويش را پيش خواند وسه هزار به أو داد وگفت : « برو وكسى را كه مردم كوفه با وى بيعت مىكنند ، بجوى وبدو بگوى كه يكى از مردم حمصى كه براي اين كار آمده‌اى واين مال را بدو مىدهى كه از آن نيرو گيرد . » گويد : عبيداللَّه با وى همچنان لطف ومدارا كرد تا وى را به پيرى از مردم كوفه راهبرى كردند كه عهده دار بيعت بود كه أو را بديد وخبر خويش را با وى بگفت . پير بدو گفت : « از ديدار تو خرسند شدم وآزرده دل ، خرسند شدم از اين كه خدايت راهبرى كرده ، وآزرده خاطر شدم از اين كه هنوز كار ما استوار نشده . » آن گاه اورا پيش مسلم برد كه مال را از أو بگرفت وبا وى بيعت كرد . گويد : غلام پيش عبيداللَّه بازگشت وخبر را با وى بگفت . گويد : وقتي عبيداللَّه بن زياد آمد ، مسلم از خانه اى كه بود به خانهء هانى بن عروهء مرادي رفت . گويد : مسلم به حسين بن علي عليه السلام نوشت وبدو خبر داد كه دوازده هزار كس از مردم كوفه بيعت كرده‌اند وگفت بيايد . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 2916 - 2918