« 1 » فلمّا سمع ذلك الحرّ « 2 » تنحّى عنه 2 ( 6 * ) ، « 3 » وكان يسير بأصحابه ناحية ، والحسين عليه السلام في ناحية « 4 » أخرى حتّى انتهوا إلى عذيب الهجانات . « 5 »
هامش
( 1 ) - [ إلى هنا حكاه في تظلّم الزّهراء ووسيلة الدّارين ] .
( 2 - 2 ) [ لم يرد في المعالي ] .
( 3 ) - [ إلى هنا حكاه في إعلام الورى ] .
( 4 ) - [ إلى هنا حكاه في المعالي ] .
( 5 ) - پس حر همچنان برابر حسين عليه السلام ايستاد تا هنگام نماز ظهر شد . پس آن حضرت عليه السلام حجاج بن مسروق را دستور فرمود اذان نماز گويد . چون هنگام گفتن اقامه ووقت خواندن نماز شد ، حسين عليه السلام لباس پوشيده ونعلين برپا كرد واز بهر نماز بيرون آمد . پس حمد وثناى خداى را به جا آورد وسپس فرمود : « اى گروه مردم ! من به نزد شما نيامدم تا آنگاه كه نامههاى شما به من رسيد وفرستادگان شما به نزد من آمدند كه بهنزد ما بيا ؛ زيرا ما امام وپيشوايى نداريم واميد است خدا بهوسيلهء تو ما را به راهنمايى وحقيقت فرآهم آورد . پس اگر بر سر همان گفتهها وسخن خود هستيد ، من به نزد شما آمدهام وشما پيمان وعهدي به من بدهيد وبيعت خود را با من تازه كنيد كه به سبب آن آسوده خاطر باشم واگر اين كار را نمىكنيد وآمدن مرا خوش نداريد ، از آنجا كه آمدهام به همانجا باز مىگردم . »
همگى خاموش گشته وكسى از آنان سخن نگفت . حضرت به اذانگو فرمود : « اقامه بگو . »
ونماز برپا شد . پس به حر فرمود : « آيا مىخواهى تو هم با همراهان خود نماز بخوانى ؟ »
عرض كرد : « نه ، بلكه شما نماز بخوان وما نيز پشت سر شما نماز مىخوانيم . »
پس حسين عليه السلام با ايشان نماز خواند . سپس به خيمهء خود درآمد واصحابش نزد أو گرد آمدند وحر نيز به جاى خويش بازگشت وبه خيمه اى كه براي أو در آنجا برپا كرده بودند ، درآمد وگروهى از همراهانش به نزد أو آمده وبقيهء آنان به صف لشگر كه در آن بودند ، بازگشتند وهر مردى از آنان دهنهء أسب خود را گرفت ودر سايهء آن نشست .
چون هنگام عصر شد ، حسين عليه السلام دستور فرمود آمادهء رفتن شوند . همراهان حضرت آمادهء رفتن شدند . سپس به منادى خود دستور داد براي نماز عصر آواز دهد واقامهء نماز گفته . امام حسين عليه السلام پيش آمد وايستاد ونماز عصر خواند وچون سلام داد ، به سوى آن مردم برگشت وحمد وثناى خداى را به جا آورد وسپس فرمود : « اما بعد ، اى گروه مردم ! همانا اگر شما از خدا بترسيد وحق را براي أهل آن بشناسيد ، بيشتر باعث خوشنودى خداوند از شما مىباشد وما خاندان محمد صلى الله عليه وآله هستيم وسزاوارتر به فرمانروايى بر شماييم از اينان كه ادعاى چيزى كنند كه براي ايشان نيست وبه زور وستم در ميان شما رفتار كنند . اگر فرمانروايى