ونقول : لم يذكر المصدر المنقول عنه في جلّ ما نقله ؛ أمّا أنّه كان مؤذّناً للحسين عليه السلام في أوقات الصّلاة ، فيمكن استفادته ممّا ذكره المؤرّخون ، أنّه لمّا التقىالحسين عليه السلام مع الحرّ ، وحضرت صلاة الظّهر ، أمر الحسين الحجّاج بن مسروق أن يؤذّن .
الأمين ، أعيان الشّيعة ، 4 / 568
وأذّن الحجّاج بن مسروق الجعفيّ لصلاة الظّهر ، فقال الحسين للحرّ : أتصلِّي بأصحابك ؟
قال : لا ، بل نصلِّي جميعاً بصلاتك ، فصلّى بهم الحسين .
المقرّم ، مقتل الحسين عليه السلام ، / 216
هامش
- ابن زياد ، حصين بن نمير را با لشگر انبوه به استقبال آن جناب به قادسيه فرستاده بود وحصين حر را با هزار سوار پيشتر فرستاده بود .
چون وقت نماز ظهر داخل شد ، حضرت ، حجاجبن مسروق را فرمود اذان نماز گفت . چون وقت أقامت شد ، سيدشهدا با ازار ونعلين وردا از خيمه بيرون آمد ودر ميان دو لشگر ايستاد ، حمد وثناى حق تعالى به جا آورد وفرمود : « أيها الناس ! من نيامدم به سوى شما مگر بعد از آن كه نامههاى متواتر ومتوالى وپيكهاى شما پياپى به من رسيده ونوشته بوديد كه : البتة بيا به سوى ما كه امامي وپيشوايى نداريم . شايد خدا ما را وشما را بر حق وهدايت مجتمع گرداند . اگر بر سر عهد وگفتار خود هستيد ، پيمان خود را تازه كنيد وخاطر مرا مطمئن گردانيد واگر از گفتار خود برگشتهايد وپيمانها را شكستهايد وآمدن مرا كارهيد ، من به جاى خود برمىگردم . »
آن غداران زبان در كأم خاموشى كشيدند وجوابي نگفتند .
حضرت ، مؤذن را فرمود كه أقامت نماز گفت ، وبا حر گفت : « اگر خواهى با لشگر خود نماز كن . »
حر گفت : « من نيز در عقب شما نماز مىكنم . »
حضرت امام حسين عليه السلام پيش ايستاد وهر دو لشگر در عقب آن حضرت نماز كردند . بعد از نماز هر لشگر به جاى خود برگشتند .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 636 - 637
چون به ذو خشب رسيد ، بفرمود خيمهها را برافراختند وكار جنگ را بساختند واز قفاي ايشان حر بن يزيد رياحى كه قايد بنىتميم بود ، با هزار سوار در رسيد . سواران أو چنان با آهن وفولاد شاكي السلاح بودند كه جز ديدهء ايشان ديدار نبود .
بالجملة حر بيامد ودر برابر حسين عليه السلام لشگرگاه ساخت وأصحاب آن حضرت نيز حامل سيف وسنان بودند . چون روز به نيمه رسيد ، از حرارت خورشيد زمين كوره حداد گشت ودر لشگر حر آب ناياب بود اين وقت نماز پيشين را هنگام فراز آمد . حسين عليه السلام حجاج بن مسروق را فرمود تا اذان بگفت .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 152 - 153