تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
هامش
- ( أقول ) بأبي وامّي عزيزاً هو سلطان الدّنيا والآخرة وسلطان الحجاز وهذا لبسه إذ قيمة خمسة أثواب منه ألف دينار وتكة سراويله قيمتها لا تحصى ، وآلَ الأمر به إلى أن قال : يا أختاه ! ايتيني بثوب عتيق لا يرغب فيه أحد . وزاد أيضاً في الأعيان ، ج 1 : فحملها مع ولده ، وزاد أيضاً في الأعيان ، ج 3 : انتهى ، والتّفاوت بين النّقلين لا يمكن أن يحصل فيه اشتباه لبعد ما بينها . نعم ، في الزّيارة المنسوبة إلى النّاحية المقدّسة الّتي ذكرها السّيّد ابن طاوس في الإقبال ما صورته . إلى آخر الخبر ] - در همين حال بود كه به محمد بن بشر حضرمي خبر رسيد كه فرزندت در سرحد رى أسير شده است ، گفت : « گرفتارى أو وخودم را به حساب خداوند منظور مىدارم ، با اين كه مايل نبودم كه من باشم وأو أسير گردد . » حسين عليه السلام اين بشنيد وفرمود : « رحمت خدا بر تو باد ! تو از قيد بيعت من رهايى ونسبت به آزادى فرزندت اقدام كن . » عرض كرد : « درندگان مرا زنده زنده بخورند ، اگر از تو جدا شوم . » فرمود : « پس اين لباس‌ها ( بُردها ) را به فرزندت بده تا در آزادى برادرش از اين جامه‌ها استفاده نمايد وآن‌ها را فديهء برادر كند . » سپس پنج قطعه لباس به ارزش هزار دينار به محمد بن بشر عطا فرمود . فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 93 - 94 به روايت ديگر ، در آن شب به محمد بن بشر حضرمي گفتند : « پسر تورا در سرحد رى أسير كردند . » گفت : « عوض جان أو وجان خود را هر دو از آفرينندهء جان‌ها مىخواهم . » چون حضرت اين سخن را شنيد ، فرمود : « خدا تورا رحمت كند ! من تورا مرخص مىگردانم كه بروى وفرزند خود را از قيد اسيرى رها كنى . » آن سعادتمند گفت : « درندگان مرا بدرند ، اگر از تو جدا شوم . » پس حضرت پنج جامه به أو عطا فرمود ؛ به هزار درهم مىارزيد وفرمود : « اين‌ها را براي رهايى فرزند خود بفرست . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 651 بالجملة ، اين‌وقت محمد بن بشر الحضرمي را آگهى آوردند كه پسرت را در ثغر 1 مملكت‌رى أسير گرفتند . گفت : « در راه خدا به حساب مىرود ومن دوست ندارم كه أو أسير شود ومن بعد از وى باقي بمانم . » كنايت از آن كه مىخواهم در ركاب حسين عليه السلام كشته شوم . چون كلمات اورا امام حسين اصغا فرمود ، [ متن عربى در لهوف ذكر شد ] فرمود : « خداوند تورا رحمت كناد ! من بيعت خويش را از ذمت تو فرود آوردم . برو وفرزند خود را از بند أسر برهان . » محمدبن‌بشر گفت : « مرا جانوران درنده زنده پاره پاره سازند وطعمه كنند ، اگر از خدمت تو دور شوم . » حسين فرمود : « اين جامه‌هاى برد يماني را با برادرش گذار تا فديهء برادر كند واورا از بند برهاند . » وپنج جامهء برد ، اورا عطا كرد كه هزار دينار بها داشت . 1 . ثغر ، بر وزن فلس : مرز ، سرحد . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 208