تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
هامش
- لاجرم برير باز شد . 1 . در جلد دهم بحار الأنوار ، ص 213 . نام اين شخص را عبداللَّه‌بن سمير ضبط كرده است . 2 . فتاك ، صيغهء مبالغه از مصدر فتك : بىخبر كسى را كشتن . 3 . سگالش ، بر وزن سفارش : دشمنى نمودن ، فكر كردن ، سخن بد گفتن ( در اين‌جا معنى سوم مناسب است ) . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 213 - 214 امام عليه السلام نزد ياران خود رفت ودستور داد چادرها را به هم نزديك كنند وطناب خيمه‌ها را درون يكديگر بكشند وآن‌ها را گرد خود بچرخانند كه از سه سو راه دشمن را ببندند ودشمن تنها از روبه‌رو با آن‌ها تواند نزديك شد . به جاى خود برگشت وهمه شب را نماز خواند ودعا وزارى به درگاه خدا كرد ويارانش هم به أو تأسى كرده وبه نماز ودعا برگذار كردند وبانگ تلاوت آن‌ها مانند آهنگ زنبوران عسل بود : در ركوع وسجود وقيام وقعود بودند . طبري از أبو مخنف از عبداللَّه بن عاصم ازضحاك بن‌عبداللَّه مشرقى ، نقل كرده كه در شب عاشورا حسين واصحابش شب را همه به نماز واستغفار ودعا وزارى بودند . يك دسته پاسبان سواره دشمن به ما گذر كرد وحسين اين آية را تلاوت مىكرد ( در سورهء آل عمران 178 - 179 ) : « گمان مىبرند آنان كه كافرند ، بدان‌ها ثروت دهيم كه بيش‌تر گناه ورزند وبر ايشان عذابي است دردناك . خدا مؤمنان را چنانچه باشيد وا ننهد تا بد وخوب آن‌ها را جدا كند . » مردى از آن سواران كه ما را پاسبانى مىكردند ، آن آية را شنيد وگفت : « به پروردگار كعبه ما خوبانيم كه از شما جدا شديم . » گويد : من أو را شناختم وبه برير بن خضير گفتم : « مىدانى اين كيست ؟ » گفت : « نه . » گفتم : « اين أبو حرب سبيعى عبداللَّه بن شهر است كه مردى مسخره وبيعار ولى بزرگزاده وپهلوان وخونريز بود وسعيد بن قيس اورا براي جنايتي زندانى كرده بود . » بريربن خضير به أو گفت : « اى فاسق ! خدا تورا در خوبان قرار داده ؟ » پرسيد : « تو كيستى ؟ » گفت : « من بريربن خضيرم . » گفت : « انا للَّه ، پس من به خدا هلاك شدم اى برير ! » در جوابش گفت : « از گناهان بزرگ خود توبه مىكنى ، به خدا ماييم خوبان وشماييد بدان . » أو هم گفت : « من خود بر آن گواهم . » من گفتم : « از اين معرفت خود سودى نبرى ؟ » گفت : « قربانت ، پس كي نديم يزيد بن عزرهء عنزى باشد كه اكنون نزد من است . »
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 241 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية