سوى عصبة فيهم حبيب معفّر * قضى نحبه والكاهليّ مرمّلُ
ومال أبو الشّعثاء أشعث دامياً * وأن أبا جحل قتيل محجّلُ
وشيخ بني الصّيداء قد فاظ قبلهم * وأن أبا موسى أسير مكبّلُ
كأنّ حسيناً والبهاليل حوله * لأسيافهم ما يختلي المتبقّلُ
يصيب به الرّامون عن قوس غيرهم * فيا آخراً أسدى له الغيّ أوّلُ
أشار الكميت في هذه الأشعار إلى أنصار الحسين عليه السلام من بني أسد وهم ستّة . « 1 »
القمّي ، نفثة المصدور ، / 641 - 642 1
هامش
( 1 ) - كميت اسدى 1 در قصيدهء لاميهء خود گفته است :« ايا پروردگارا ! يارى از توست * بر ايشان وهمه دلدارى از توست
عجب دارم مر ايشان را ستوران * درون گرد پيكارند غران
ندادند آب بر آن تشنه كامان * كسى يارى نكرد از آن عزيزان
مگر جمعى كه از آنها حبيب است * به خاك افتاده از جان بىنصيب است
بود آن كاهلي در خون ابر خاك * أبو الشعثا به خاك افتاده پر خاك
ابا حجل است كشته بر زمين بر * بمرد است از بنىصيدا سرور
أبو موسى أسير وزير زنجير * كشاند دشمنش مانند نخجير
حسين وپهلوانانش در أطراف * درو از تيغشان آن قوم اجلاف
زدندش با كمان ديگران تير * شد آخر گمره از أول گوپير »كميت در اين اشعار به شش تن از ياران حسين كه از بنىاسد بودند ، اشاره كرده است .
1 . كميت بن زيد اسدى شاعر اوحدى ومادح آل احمدى صاحب قصيدهء هاشميات ، جلالت شأنش بسيار است . به علاوة از آن كه از مادحين خاندان رسالت بوده است ، مردى خطيب ، فقيه ، نسابه ، حسن الخط ، فارس ، رامى ، سخى وديّن بوده . وقتي خدمت امام محمد باقر عليه السلام رسيد ، خواند قصيدهء ( من لقلب متيم مستهام - كه رسد به داد دل عاشقى ديوانه ) [ را ] وچون به اين شعر رسيد :« كشتهء طف كه به خاك افكندند * بين جنجال أمت وأوباش »آن حضرت گريست وفرمود : « اى كميت ! اگر نزد ما مالي بود ، تورا صله مىداديم . لكن براي توست آن كلامي كه رسول خدا به حسان بن ثابت فرمود : لا زلت مؤيّداً بروح القدس ما ذَبَبْتَ عنّا أهل البيت » .
صاحب « معاهد التنصيص » نقل كرده از محمد بن سهل ، رفيق كميت كه گفت : داخل شدم با كميت بر حضرت صادق عليه السلام