السّماوي ، إبصار العين ، / 133 / مثله الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 414
فبرز يسار مولى زياد ، وسالم مولى عبيداللَّه بن زياد وطلبا البراز ، فخرج إليهما مع عبداللَّه المذكور وحمل على يسار فقتله ، فحمل عليه سالم ، فضربه ، فاتّقاه الكلبيّ بيده ، فأطار أصابع كفّه اليسرى ، ثمّ مال عليه الكلبيّ فقتله ، وأخذت امرأته عموداً وكانت تسمّى امّ وهب ، وأقبلت نحو زوجها وهي تقول : فداك أبي وامِّي ! قاتل دون الطّيِّبين ذرّيّة محمّد ، فردّها ، فامتنعت وقالت : لن أدعك دون أن أموت معك ، فنادها الحسين ، فقال : جزيتم من أهل بيت خيراً ، ارجعي رحمكِ اللَّه ، ليس الجهاد إلى النّساء ، فرجعت ( انتهى ) . « 1 »
الأمين ، أعيان الشّيعة ، 3 / 482
هامش
- آتش به خيمهها زدند ودست از كندن وربودن برداشتند ، حسين فرمود : « بگذاريد خيمهها را آتش زنند خود آن آتش جلوگير آنهاست » وهمچنان بود وباز هم از يكسو با آنها جنگ مىكردند . همسر عمير كلبى به ميدان دويد وبالاى سر شوهر خود نشست وخاك از أو پاك مىكرد ومىگفت : « بهشت بر تو گوارا ! » شمر بن ذي الجوشن به غلامي رستم نام گفت : « يك عمودى به سر أو بكوب . » عمودى بر سرش كوفت وسرش را از هم پاشيد وهمانجا مرد .
كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 116 - 117 ، 121 - 122
( 1 ) - تا آن كه يسار از موالى زياد وسالم از موالى عبيداللَّهبن زياد به ميدان آمده ومبارز طلبيدند ، پس عبداللَّه به مبارزه برخاسته ويسار را كشت . زنش اموهب عمودى برداشته وبه طرف شوهر رفته ومىگفت : « فداك أبي وامِّي ! » وعبداللَّه اورا برمىگردانيد ، أو امتناع كرده ومىگفته است كه : « تورا بدين حال نمىگذارم تا آن كه بميرم . »
پس حضرت حسين عليه السلام ندايش در داده وفرمود كه : « خداوند عالم شما را جزاى خير بدهد ! برگرد رحمكِ اللَّه كه بر زنان جهاد نيست . »
پس آن زن سعادتمند محض امتثال امر حجةاللَّه برگشت وعبداللَّه نيز به دست سالم به شهادت رسيد .
مدرّس ، ريحانة الأدب ، 8 / 356
چون روز عاشورا يسار آزادكردهء زياد وسالم آزادكردهء عبيداللَّهبن زياد از لشگر عمر سعد به ميدان تاختهاند ، همين عبداللَّه بر آنها حمله كرد ويسار را به جهنم فرستاد . سالم ضربتي حوالهء عبداللَّه نمود . عبداللَّه