( فائدة ) قُتلت مع الحسين عليه السلام يوم الطّفّ امرأة واحدة : وهي امّ وهب النّمريّة القاسطيّة زوجة عبداللَّه بن عمير الكلبيّ ، فإنّها وقفت عليه وهو قتيل ، فقالت : أسأل اللَّه الّذي رزقك الجنّة أن يصحبني معك . فقتلها رستم غلام شمر بعمود .
السّماوي ، إبصار العين ، / 132 / مثله الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 413
( فائدة ) قاتلت مع الحسين عليه السلام يوم الطّفّ امرأتان ، وهما : امّ عبداللَّه بن عمير ، فإنّها بعد قتل ولدها أخذت عمود خيمة وبرزت به إلى الأعداء ، فردّها الحسين عليه السلام ، وقال :
ارجعي رحمكِ اللَّه ، فقد وضع اللَّه عنكِ الجهاد . « 1 »
هامش
- گويد : شمر بن ذي الجوشن حمله برد ونيزه در خيمهء حسين فرو برد وبانگ زد : « آتش بياريد تا اين خيمه را بر سر ساكنانش آتش بزنم . »
گويد : زنان فرياد زدند واز خيمه برون شدند . گويد : حسين بدو بانگ زد : « اى پسر ذىالجوشن ! تو آتش مىخواهى كه خانهء مرا بر سر كسانم آتش بزنى ، خدا تورا به آتش بسوزاند . » حميد بن مسلم گويد : به شمر بن ذي الجوشن گفتم : « سبحان اللَّه ! اين كار شايستهء تو نيست . مىخواهى دو چيز را بر خويشتن بار كنى ، مانند خداى عذاب كنى وفرزندان وزنان را بكشى . به خدا همان كشتن مردان ، أمير تورا خشنود مىكند . »
گويد : گفت : « تو كيستى ؟ »
گفت : « به خدا نمىگويمت كيستم . »
گويد : به خدا بيم داشتم كه اگر بشناسدم ، به نزد حكومت زيانم زند .
گويد : يكى كه شمر نسبت به وى مطيعتر از من بود ، يعنى شبثبن ربعي ، بيامد وگفت : « سخنى بدتر از سخن تو نشنيدهام ورفتارى زشتتر از رفتار تو نديدهام ، ترسانندهء زنان شدهاى ؟ » گويد : شهادت مىدهم كه شرمنده شد ومىخواست بازگردد كهزهير بن قين با گروهى از ياران خويش كه ده كس بودند ، حمله برد وبه شمر ويارانش تاخت وآنها را از خيمهها عقب راند كه از آنجا دور شدند . ابوعزه ضبابى را كه از ياران شمر بود ، از پاى درآوردند وخونش بريختند .
گويد : جماعت به آنها حمله بردند وبر ايشان فزونى گرفتند وپيوسته از ياران حسين كشته مىشد وچون يك كس يا دو كس از آنها كشته مىشد نمودار بود ، اما آن گروه بسيار بودند وهرچه از آنها كشته مىشد ، نمود نمىكرد . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3030 - 3031 ، 3038 - 3041
( 1 ) - عمر سعد فرياد زد : « دريد پرچم خود را نزديك كن . »