( وروى ) أبو مخنف عن الضّحّاك بن عبداللَّه المشرقيّ ، قال : لمّا كانت اللّيلة العاشرة خطب الحسين عليه السلام أصحابه وأهل بيته ، فقال في كلامه : هذا اللّيل قد غشيكم ، فاتّخذوه جملًا ، وليأخذ كلّ رجل منكم بيد رجل من أهل بيتي ، فإنّ القوم إنّما يطلبوني . فأجابه العبّاس وبقيّة أهله بما تقدّم في تراجمهم ، ثمّ أجابه مسلم بن عوسجة بما ذكر ، وأجابه سعيد بما ذكر . ثمّ قام زهير ، فقال : واللَّه لوددت إنّي قُتلت ، ثمّ نُشرت ، ثمّ قُتلت حتّى اقتل كذا ألف قتلة ، وإنّ اللَّه يدفع بذلك القتل عن نفسك ، وعن أنفس هؤلاء الفتية من أهل بيتك . « 1 »
السّماوي ، إبصار العين ، / 97 1
هامش
- استعمال سيف وسنان دفع دشمنان ناكرده روى بركاشتيم . سوگند با خداى چنين نكنيم وچنين نرويم وبه هر كجا تو باشى ، باشيم . به جز در ركاب تو ذهاب وايابى ندانيم ودر حضور تو با دشمن تو جنگ درافكنيم وخويشتن را برخى 1 تو سازيم ودر حضور تو در خون خويش بغلطيم وچون آن جمله به پاى برديم ؛ همانا آنچه بر ما واجب است ، به جاى نهاده باشيم وآنچه بر گردن ما لازم است ، آسوده بيرون شده باشيم . » كلمات زهير بن قين :
[ سپس كلام زهير را بيان مىكند كه ما آن را در امالى شيخ صدوق ذكر كرديم ] .
چون كلمات عبداللَّه بن مسلم به پاى رفت ، زهير بن القين در حضرت حسين به پاى خاست وعرض كرد : « اى فرزند رسول خداى ! همانا دوست مىدارم در راه تو وآنان كه با تو هستند ، كشته شوم وهم زنده گردم وديگرباره كشته گردم وديگرباره زنده شوم واين كار به يكصد بار پيوسته گردد ومن همى در طرد ودفع اعداى تو كشته وزنده شوم وخداى به سبب اين كردار من وفدا شدن من ، اين بليّت را از شما اهلبيت بگرداند . »
فقال له ولأصحابه : « جزيتم خيراً . »
امام حسين در پاسخ زهير وديگر يارانش ( عليهم الرحمة والرضوان ) فرمود : « خداى شما را پاداش نيك فرمايد ! »
آنگاه بفرمود حفيره وكندهء كوچكى در پيرامون لشگر خود همانند خندق بكندند وهم بفرمود از چوب وهيزم انباشته نمودند .
1 . برخى : فدايى .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 97 - 99
( 1 ) - ( د ) حسين عليه السلام شب هنگام ياران خود را جمع كرد . علي بن الحسين گويد : با آن كه بيمار بودم ، نزديك رفتم تا آن چه گويد ، بشنوم . شنيدم ، پدرم به أصحاب گفت : « بهترين ستايش را بر خدا نمايم وبر