وقال رضي الله عنه أيضاً ليلة العاشر من المحرّم : واللَّه لوددت إنّي قُتلت ، ثمّ نُشرت ألف مرّة وإنّ اللَّه تعالى قد دفع عنك وعن هؤلاء الفتية من إخوانك وولدك وأهل بيتك .
المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 382
ولمّا وافته بيعة أهل الكوفة خرج من مكّة سائراً إليها لثمان خلون من ذي الحجّة ، وروي أنّه لمّا أراد الخروج إلى العراق خطب أصحابه ، فحمد اللَّه وأثنى عليه ، ثمّ قال : إنّ هذه الدّنيا قد تنكّرت وأدبر معروفها ، فلم يبق إلّاصبابة كصبابة الإناء ، وخسيس عيش كالمرعى الوبيل ، ألا ترون أنّ الحقّ لا يعمل به ، وأنّ الباطل لا ينهى عنه ، ليرغب المرؤ في لقاء ربّه ، فإنِّي لا أرى الموت إلّاسعادة ، والحياة مع الظّالمين إلّاشقاوة .
فقام إليه زهير بن القين البجليّ ، فقال : قد سمعت مقالتك هديت ، ولو كانت الدّنيا باقية وكنّا مخلّدين فيها ، وكان في الخروج مواساتك ونصرتك لاخترنا الخروج منها معك
هامش
- انجام داده باشيم . »
زبان حال ، همه را در اين شعر سروده است :شاها ! من ار به عرش رسانم سرير فضل * مملوك اين جنابم ومحتاج اين درم
گر بَر كنم دل از تو وبردارم از تو مهر * اين مهر بركه افكنم ؟ اين دل كجا برم ؟خدا آنها را از طرف حسين پاداش خير دهد وآن حضرت به منزل خود برگشت .خدا را زان جوانان شكيبا * كه در مردم نديدم همچو آنها
كرامت اين بود نى جامى از شير * خليط آب وگردد بول بر پاقطب راوندى از ثمالى روايت كرده است :
علي بن الحسين عليه السلام فرمود : من آن شب كه پدرم فردايش كشته شد ، با أو بودم . به يارانش گفت : « اين شب را شتر خود كنيد . اين مردم بس مرا خواهند واگر مرا بكشند ، به شما نگرايند . شما در حل ووسعتيد . »
گفتند : « به خدا هرگز چنين نباشد . »
فرمود : « فردا شما همه كشته شويد ويكى از شما به در نرود . »
گفتند : « حمد خدا را كه به ما شرف شهادت با تو را داد . »
بعد براي آنها دعا كرد وفرمود : « اكنون سر برداريد ونگاه كنيد . »
آنها جاى خود را در بهشت ديدند وآن حضرت منزل يكان يكان آنها را به آنها نشان مىداد وهر كدام سينه وچهره جلو شمشير مىدادند كه زودتر به منزل خود در بهشت وارد شوند .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 100 - 101 ، 102