تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1176

مساهمون:

ص١١٧٦
هامش
- وعدهء يارى مىدادند وبا أو در مقام مكر بودند وپيوسته از منافقان أصحاب خود در محنت وعنا بود تا به سراى باقي ارتحال نمودند . پدر بزرگوار تو از ناكثان وقاسطان ومارقان كشيد ، آن‌چه كشيد تا به رحمت ايزدى واصل گرديد . تو نيز امروز به اين گروه مبتلا گرديده‌اى . هر كه نكث عهد وخلع بيعت تو نمايد ، به خود ضرر رسانيده وما با نيت درست وعزم صحيح ، اختيار متابعت تو نموده‌ايم وبا دوستان تو دوستيم وبا دشمنان تو دشمنيم وآن‌چه فرمايى به جان قبول مىكنيم . » پس برير بن خضير برخاست وگفت : « اى فرزند رسول خدا ! حق تعالى به تو منت نهاده است بر ما كه در پيش‌روى تو جهاد كنيم واعضاى ما پاره‌پاره شود وجد تو در روز جزا شفيع ما باشد . رستگار نمىشوند گروهى كه فرزند پيغمبر خود را ضايع گذارند وأو را يارى ننمايند . أف باد بر ايشان . نخواهد بود در قيامت براي ايشان مگر عذاب اليم وحسرت وندامت در جحيم . » پس حضرت سيدشهدا ايشان را دعا كرد وبه سوى أهل بيت وفرزندان وبرادران خود به حسرت نظر كرد ودست به دعا برداشت وگفت : « خداوندا ! ما عترت پيغمبر توايم ، ما را راندند وآواره كردند از حرم جد خود وبنىاميه بر ما تعدى مىنمايند . خداوندا ! تو حق ما را از ايشان بگير ويارى ده ما را بر گروه ستمكاران . » پس فرمود : « مردم همه بندگان دنيايند ودين را بر زبان خود جارى مىگردانند . چون امتحانى به ميان آيد ، دينداران وخداطلبان بسيار كمند . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 642 - 643 و [ امام عليه السلام ] در ميان أصحاب برخاست واين خطبه قرائت كرد : [ سپس كلام امام عليه السلام را ذكر مىكند كه ما آن را در لهوف ذكر كرديم ] . پس از سپاس خداوند ودرود رسول صلى الله عليه وآله ، فرمود : « اى مردم ! نگرانيد اين شدت وبلا را كه بر ما فرود آمد . همانا روزگار واژونه 1 كار شد وروز كريه ديدار بنمود واز نيكويى به جاى نماند ، الّا ناچيز آلايشى ، مانند نمايش مشروب ومأكول در بنگاه 2 اقداح وأواني 3 . زيستن در اين روزگار ، سخت ناگوار است . مگر نگران نيستيد كه كس به سوى حق نرود ؟ واز باطل خويشتندارى نكند ؟ لاجرم واجب مىكند كه مرد مؤمن ديدار حق را طالب آيد وبه جدى تمام بسيچ 4 مرگ فرمايد ومن اكنون مرگ را سعادت دانم وحيات را با اين جماعت ذلت شمارم . » پاسخ أصحاب به سخنان حسين عليه السلام اين وقت زهير بن القين به‌پاى خاست : [ سپس كلام زهير بن قين را ذكر مىكند كه ما آن را در لهوف ذكر كرديم ] . عرض كرد : « اى پسر رسول خدا ! مقالات تورا اصغا نموديم . اگر دنيا به تمامت ما را باشد وجاودانه با ما بپايد وما مخلد در دنيا بپاييم ، با اين همه پشت پاى بر دنيا خواهيم زد وخدمت تورا دست باز نخواهيم داشت . »