المفيد ، الاختصاص ، / 78 - 79 / عنه : المجلسي ، البحار ، 42 / 140 ؛ الحائري
ذخيرة الدّارين ، 1 / 104 - 105 ؛ القمّي ، نفس المهموم ، / 134 - 135
[ مَنْ هو أبو أراكة ؟ أنظر ميزات زهير بن القين العائلية ومشجّرته ] .
هامش
- گفت : « هيچ كدامشان مرا نديدند . »
گفت : « مرا مسخره مىكنى ؟ »
أو را گرفت وبست ودر اتاقى انداخت ودرش را بست ونزد ياران خود رفت وگفت : « به نظرم آمد كه پيرمردى وارد خانهام شد . »
گفتند : « كسى را نديديم . »
مكرر از آنها پرسيد وگفتند : « كسى را نديديم . »
خاموش شد وترس آن داشت كه ديگرى أو را ديده باشد . به مجلس زياد رفت تا بداند نامى از أو مىبرند يا نه واگر خبر به آنها رسيد ، خودش أو را تسليم كند ، وبه زياد سلام داد ونزد أو نشست وميانهء آنها ملاطفتى بود . در اين ميان ديد ، رشيد سوار استر أو وارد شد ونزد زياد آمد وچون چشم ابواراكه به أو افتاد ، رنگش پريد وگيج شد ودانست كه به هلاكت مىرسد . رشيد از استر فرود آمد وبر زياد سلام داد . زياد برخاست ، أو را در آغوش كشيد وبوسيد وبه أو خير مقدم گفت واز حال أو وكسانش پرسيد ودستى از ملاطفت به ريشش كشيد ، وأو اندكى نشست وبرخاست رفت . ابواراكه به زياد گفت : « خدايت اصلاح كند اين شيخ كي بود ؟ »
گفت : « يكى از دوستان شامي من است وبه ديدن من آمده . »
ابواراكه به منزل خود برگشت وديد رشيد به همان وضعي كه أو را گذاشته بود در خانه است . أبو اراكه گفت : « اگر چنان علمي دارى كه من ديدم هر كار خواهى بكن وهر وقت خواهى به منزل من بيا . »
شرح حال أبو اراكهمن مىگويم أبو اراكهء نامبرده بجلى است واز أصحاب علي عليه السلام است وبرقى اورا از يمنىها وخواص أصحاب آن حضرت شمرده ، چون ، اصبغ بن نباته ومالك اشتر وكميل بن زياد وآل ابىاراكه در رجال شيعه وراويان أئمة مشهورند ، چون : بشير نبال وشجره دو پسر ميمون بن ابىاراكه وإسحاق بن بشير وعلى وحسن پسران شجره وهمهء بزرگان وموثقين واجلهاند ، وآنچه ابواراكه با رشيد كرده براي كم شمردن أو نبوده ، بلكه از ترس بر جان خود بوده ؛ زيرا زياد سخت أو را وأمثال أو را از شيعهء على تعقيب كرده وآنها را وهر كس آنها را يارى مىكرد ومهمان مىنمود وپناه مىداد ، شكنجه مىكرد ، واز اين جا جلالت ومردانگى هانى معلوم مىشود كه مسلم بن عقيل را مهمان كرد ودر خانهء خود منزل داد وخود را فداى أو كرد .
كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 57