تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
فأقرآه الكتاب ، فأبى عليهما وقال : إنّي رأيت رسول اللَّه صلى الله عليه وآله في منامي ، فأمرني بالمسير وإنِّي مُنْتَهٍ إلى ما أمرني به « 1 » . وكتب جواب الكتاب إلى عمرو بن سعيد ، ففارقاه ورجعا ، وقد أوصى عبداللَّه ولديه بالحسين واعتذر منه . « 2 » السّماوي ، إبصار العين ، / 39 / عنه : الميانجي ، العيون العبري ، / 157 ؛ مثله الحائري ، ذخيرة الدّارين ، 1 / 154 ؛ الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 241 2
هامش
( 1 ) - [ وسيلة الدّارين : جدّي رسول اللَّه صلى الله عليه وآله ] . ( 2 ) - سپس گفته است نامه عبداللَّه‌بن جعفر با پسرانش عون ومحمد به آن‌حضرت رسيد ودر آن نوشته بود : « اما بعد ، تورا به‌خدا تا اين‌نامه مرا خواندى برگرد ، من مىترسم در اين‌سو كه مىروى هلاك خودت وبن كن شدن خاندانت باشد ، اگر تو از دست بروى زمين تاريك شود ، تو چراغ هدايت واميد مؤمنانى ، در رفتن شتاب مكن كه من دنبال نامهء خود هستم ، والسلام . » طبري گفته : عبداللَّه‌بن جعفر نزد عمرو بن سعيد رفت وبه أو گفت : « نامه‌اى به حسين بنويس ودر آن متعهد أمان أو شو ووعدهء نيكى واحسانش بده وتأكيد كن واز أو درخواست برگشتن كن ، شايد بدان مطمئن شود وبرگردد . » عمرو بن سعيد گفت : « هرچه خواهى بنويس وبياور تا من آن را مهر كنم . » عبداللَّه نامه را آورد وگفت : « آن را با برادرت يحيى بن سعيد بفرست كه بدان آسوده خاطر گردد وبداند كه جديت دارى . » همان كار كرد . عمرو بن سعيد از طرف يزيد عامل مكة بود . يحيى وعبداللَّه بن جعفر خود را به أو رسانيدند وبرگشتند ويحيى نامه را براي أو خوانده بود . گفتند : « ما نامه را براي أو خوانديم ، آخر عذرى كه آورد اين بود كه رسول خدا را در خواب ديدم وبه من دستوري داده كه دنبال آن مىروم ، ضرر من باشد يا نفع من . گفتند : آن خواب چيست ؟ گفت : به كسى نگفتم وبه كسى نگويم تا پروردگارم را ملاقاة كنم . » در روايت « ارشاد » چون عبداللَّه‌بن جعفر از أو نوميد شد ، به پسرانش عون ومحمد دستور داد ، با أو باشند وهمراه أو بروند وبراي حفظ أو بجنگند وبا يحيىبن سعيد به مكة برگشت . طبري گفته : نامهء عمرو بن سعيد به حسين عليه السلام اين است : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، از عمرو بن سعيد به حسين بن علي عليه السلام . اما بعد ، من از خدا خواستارم كه تورا از آنچه هلاك كند ، باز دارد وبه راه صواب بدارد . به من خبر رسيد كه سوى عراق مىروى . من تورا از دودستگى به خدا پناه مىدهم وترسانم كه در آن هلاك تو باشد . عبداللَّه‌بن جعفر ويحيى بن سعيد را به سويت فرستادم با آن‌ها پيش من بيا كه نزد من أمان وصله وبرّ واحسان دارى . خدا بدان گواه است وكفيل وپاينده ووكيل ، والسلام عليك . » -