حيطاني ، يقدّر وارده بثمانية آلاف دينار في كلّ سنة ، وذلك يكفيهم إن شاء اللَّه تعالى لأمر معاشهم ومعادهم .
عندها تغيّر مروان واربدّ وجهه ، وقام هو ومن معه وانصرفوا خائبين . « 1 »
الجزائري ، الخصائص الزّينبيّة ، / 171 - 173
« 1 »
هامش
( 1 ) - أم كلثوم بنت عبداللَّه بن جعفر
والدهء ماجدهاش ، عليا مخدره زينب بنت أمير المؤمنين عليه السلام است . حضرت سيدالشهدا اورا تزويج كرد به قاسم بن محمد بن جعفر بن ابىطالب عليه السلام كه پسر عموى أو بود .
ابنشهرآشوب در « مناقب » حديث كند كه امام حسن مجتبى خطبه كرد عايشه دختر عثمانبن عفان را . مروان رضا نداد واورا به عبداللَّهبن زبير تزويج كرد . چون مدتي از اين قضية گذشت ، معاوية ، نزد مروان فرستاد كه امكلثوم دختر عبداللَّهبن جعفر را براي يزيد خطبه بنمايد . مروان اين خبر را به عبداللَّه حكايت كرد وعبداللَّه بن جعفر فرمود : « اختيار اين دختر به دست خالوى أو حضرت حسين است . صبر كن تا أو حاضر شود . هرچه بفرمايد ، قول أو مطاع وامر أو لازم الاتباع است . »
چون حضرت حسين شرف حضور حاصل نمود ودر مجلسي كه جمعى از بزرگان مدينه بودند ، جلوس فرمود ، مروان ابتدأ به سخن كرده وگفت : « معاوية مرا وكيل كرده است كه امكلثوم دختر عبداللَّهبن جعفر را تزويج به يزيد بنمايم ، به هر مهرى كه پدرش راضى بشود . بلغ ما بلغ وديگر آن كه دَين پدرش عبداللَّه را ادا كنيم وديگر بين بنىهاشم وبنىاميه مخاصمت به مسالمت انجامد وصلح بين اين دو قبيله حاصل گردد . من مىدانم آن مقدار كه مردم به يزيد غبطه مىبرند ، بيشتراند از كساني كه به شما غبطه مىبرند . همانا كفوى است يزيد كه اورا كفوى ونظيري نباشد ، بوجهه يُسْتَسْقى الغمام . »
چون مروان سخن به پاى برد ، حضرت سيدالشهدا فرمود : « الحمد للَّهالّذي اختارنا لنفسه وارتضانا لدينه واصطفانا على خلقه . اى مروان ! اين كه گفتى مهر اورا اين مقدارى كه پدرش راضى بشود ، ما هرگز از سنت رسولخدا صلى الله عليه وآله وسلم تجاوز نخواهيم كرد ، در أهل بيت خود وآن مهر السّنة چهارصد وهشتاد درهم است .
واما اين كه گفتى مع قضاء دَين أبيها ، ما أهل بيت رسول خدا كدام وقت قروض خود را از مهر زنان خود ادا كردهايم كه اكنون اين كار بنماييم . اما اين كه گفتى با صلح ما بين القبيلتين همانا عداوت ما با شما به جهت دين است ، نه به جهت دنيا وما دين را به دنيا مصالحه نخواهيم كرد . همانا اين مسأله نسب قريبه در أو تأثير ندارد ، چه جاى سبب كه مصاهرت بوده باشد .
واما اين كه گفتى عجب است كه از براي مثل يزيد كسى طلب مهر بنمايد ، هر آينه طلب مهر نمود كسى كه از يزيد وپدر وجد يزيد بهتر بود .
واما اين كه گفتى يزيد كفوى است كه همانند أو كفوى نيست ، اين سخنى است بىاصل وجز گزاف چيز -