تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
هامش
ديگر در حق اين جماعت داشتم وايشان را در طريق أطاعت ومتابعت مىانگاشتم ، اكنون آن پندار ديگرگونه صورت بست . لاجرم ذمت شما را از حمل عهد وبيعت خود سبكبار ساختم وشما را رخصت كردم تا به هر جانب كه خواهيد كوچ دهيد . اكنون كه سياهى شب جهان را در پردهء خويش درافكنده ، هر يك شترى به دست كنيد ودست يك تن از أهل بيت مرا فراگيريد ودر بلاد وأمصار 3 پراكنده شويد . همانا اين جماعت مرا مىجويند ، چون مرا دست يازند به غير من نپردازند . پاسخ أهل بيت حسين عليه السلام را چون ابوعبداللَّه عليه السلام سخن بدين جا آورد ، فرزندان وبرادران وبرادرزادگان وپسرهاى عبداللَّه آغاز سخن كردند وگفتند : « لا واللَّه » ما بدين كار گردن ننهيم وبعد از تو زندگانى نخواهيم ، [ متن عربى در الارشاد ذكر شد ] خداوند ما را هرگز بدين ناستوده كردار ديدار نكند . نخستين عباس‌بن علىبن ابىطالب عليهم السلام آغاز سخن كرد ولختى بدين منوال بپرداخت . [ متن عربى در الارشاد ذكر شد ] حسين عليه السلام فرمود : « اى فرزندان عقيل ! قتل مسلم توانايى صبر وشكيبايى را از شما برتافت ، بر اين مصيبت فزونى مجوييد ، من شما را رخصت كردم كه از اين داهيهء 4 خونخواره به جانبي كناره گيريد . » عرض كردند : « سبحان اللَّه ! مردم با ما چه گويند ؟ وما چه پاسخ دهيم ؟ كه گوييم : سيد خود را ومولاي خود را وپسر عم خود را در ميان دشمن گذاشتيم ودست بازداشتيم بي آن كه سوفار خدنگى بزه نهيم 5 يا به زخم نيزه كسى را دفع دهيم واگر نه شمشيرى از نيام بكشيم ودشمنى بكشيم ، لا واللَّه ما بيزاريم از چنين كردار ، الّا آن كه جان ومال وأهل وعيال را در راه تو فدا كنيم ودر ركاب تو با دشمن تو رزم زنيم تا بر ما همان فراز آيد كه بر تو آيد . خداوند زشت كناد آن زندگانى را كه بعد از خواهيم . » 1 . نيايش : دعاء با تضرع وزارى . 2 . معضلات : مشكلات . 3 . أمصار ، جمع مصر : شهر . 4 . داهيه : بلا ، پيش‌آمد سخت وناگوار . 5 . آمادهء تيراندازى شويم . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 204 - 206