تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
( قال ) أهل السّير : ثمّ إنّ ابن زياد بعث برأسي مسلم وهانئ إلى يزيد « 1 » مع هانئ بن أبي حيّة الوادعيّ والزّبير بن الأروح التّميميّ . « 2 » السّماوي ، إبصار العين ، / 48 / مثله : الميانجي ، العيون العبري ، / 46
هامش
در جمله ، مىگويد كه : « اى پسرزياد ! از فرمان من به يك سوى نشدى . چنان زيستى كه من خواستم ، چنان كار كردى كه خردمند دورانديش كند وچنان حمله افكندى كه شجاع قوىالقلب افكند . تقديم خدمت كردى وگمان مرا در حق خود به يقين پيوستى . همانا فرستادگان تورا حاضر ساختم وايشان را صاحب رأى متين وفضل مبين شناختم واز آنچه دربايست 8 بود ، پرسش نمودم وبدان‌چه لايق شمردم ، القا كردم . همانا به من رسيده كه : حسين‌بن على طريق عراق مىپيمايد . واجب مىكند كه ديدبان‌ها بگمارى ومردان شاكىالسلاح در كمين جاىها بازدارى وهر كه را گمان خلاف مىرود ، در زندان‌خانه افكنى وهر كه را به مخالفت نسبت كنند ، اگر چند به تهمت باشد ، گردن بزنى وهمه روزه هر خبري حديث 9 مىشود ، به سوى ما رقم مىكنى . » چون اين مكتوب را بپرداخت ، همچنان به صحبت هانى بن ابىحيه وزبير بن الاروح باز فرستاد . 1 . گسيل سازد : بفرستد . 2 . دبير : نويسنده . 3 . اصابه تطويل كرد : به درازا كشانيد . 4 . جواسيس ، جمع جاسوس : مأمور سرّى كه در اين زمان كاراگاه ناميده مىشود . 5 . صحبت : همراهى . 6 . زهادت : پرهيزگارى وترك دنيا . 7 . كماهى : آن چنان كه هست ، بىكم وزياد . 8 . دربايست بود : لازم بود . حديث مىشود : روى مىدهد . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 106 - 109 ( 1 ) - [ إلى هنا حكاه في العيون ] . ( 2 ) - ابن زياد سر هر دو را براي يزيد فرستاد . نامهء تشكرى دريافت وبه أو نوشته بود : « به من خبر رسيده كه حسين به سوى عراق آمده . ديده‌بان‌ها بر سر راه‌ها بگمار ، ساز وبرگ فرآهم آر ، خود را نگه‌دار ومشكوكان را به زندان كن ، مظنونان را بازداشت كن وهر كه با تو جنگيد ، بكش . » در روايت ارشاد گفته : « مظنونان را زندان كن ، متهمان را بكش واخبار را به من بنويس . » در مناقب گفته : « سر هر دو را همراه هانى بن حيهء وادعى ، براي يزيد فرستاد . » كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 51
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 410 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية