هامش
، هر كس به سراى خويش شتافت واز آن جماعت يك تن به جاى نماند .
1 . ابوعبداللَّه محمد بن محمد بن نعمان بغدادي ملقب به ( مفيد ) از مفاخر مكتب اسلام وتشيع است . در عظمت وشخصيت أو همينقدر بس است كه در عصر خود ، رهبرى علمي شيعه وسنى را بهعهده داشت وهر دو طايفه در مجلس درسش حاضر گشته واستفاده مىكردند .
ابننديم وى را بزرگترين دانشمند ( علم كلام ) در عصر خود به شمار آورده است .
شيخ مفيد بيش از دويست اثر علمي وتحقيقى بزرگ وكوچك دارد كه يكى از آنها همين مقتلى است كه مرحوم سپهر از آن نقل كرده است . ( ح . خراساني ) .
2 . تكينه ( بر وزن وظيفة ) : تنها .
3 . بىهشانه : بىهوشانه ، از روى بىهوشى .
4 . تلثيم ( از لثم است ) : بوسيدن . تقبيل : بوسيدن .
5 . نبهره ( بر وزن نرفته ) : آدم پست ، حرامزاده . برخى فرهنگنويسان آن را معرب ( نبهرج ) كه به معنى پست ( ردى است ) ، مىدانند .
حجاجبنيوسفثقفى ( بيرونى ، در كتاب الجماهير ص 157 ) نيز در نامهء خود به يكى از فرماندارانش به همين معنى استعمال كرده ( ح . خراساني ) .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 78 - 82 / واز أو : محلّاتى ، فرسان الهيجاء ، 2 / 90 - 93