تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
هامش
ساير زعماى قبايل نيز اين‌گونه سخن‌هاى هايل 5 درانداختند ووصول لشگر شام را بر خاص وعام از متواترات اخبار باز نمودند . مردم كوفه را اين كلمات وحشت‌آميز ، دهشت‌انگيز شد . چنان افتاد كه مردان وزنان با تمام خوف وخشيت فرزندان وبرادران را نصيحت مىكردند ومىگفتند : « شما در مقاتلت سپاه شام چگونه مقاومت توانيد كرد ؟ بيهوده مستيزيد وبه ياوه خون مريزيد واز آن پيش كه ناگزير با خصم درآويزيد ، به جانبي گريزيد . » بالجملة ، مردم كوفه را ديگر نيروى درنگ نماند . آهنگ تفرقه كردند واز كنار مسلم ، ده تن وبيست تن پراكنده همى شدند . زماني دير نگذشت كه وقت نماز فراز آمد واز آن جماعت انبوه افزون از سى مرد با مسلم نماز مغرب نگذاشت . چون مسلم چنان ديد از مسجد بيرون شد وبه جانب أبواب كنده شتابنده گشت . چون راه با أبواب نزديك كرد ، در مرافقت أو زيادة از ده كس موافقت نداشت . چون از باب پاى بيرون گذاشت ، خويشتن را يك تنه همى نگريست شهري پر دشمن وشبى تاريك بود ودر طي طريق ومرور به كوى وبازار ، دليل رهنمونى نداشت . 1 . در صدر اسلام ، رسم چنين بود كه جمعيت‌هاى سرّى پس از اين كه با رهبر خود بيعت مىكردند ، رهبر شعار سرّى خود را كه گاهى به جاى ( اسم شب ) به كار مىرفت ، به آنان مىگفت . افراد جمعيت هميشه گوش به زنگ بودند كه هر وقت آن شعار را بشنوند ، خود را فوراً به رهبر برسانند . مسلم بن عقيل نيز ( يا منصور أمت ) را شعار خويش قرار داده وبه وسيلهء جار زدنِ آن شعار ، توانست سپاه انبوهى از مردم كوفه گرد آورد ( ح . خراساني ) . 2 . استيحاش : ترس ووحشت . 3 - 3 . [ حكاه عن الإرشاد ، 2 / 52 - 53 ] . 4 . بارقهء تيغ : برق تيغ . صاعقهء تير : صداى رعدآساى تير . 5 . هايل : وحشت‌انگيز . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 74 - 78 شيخ مفيد وديگران گفته‌اند عبداللَّه بن حازم گفت : من از طرف مسلم به كاخ رفته بودم تا بدانم با هانى چه شده است . چون اورا زدند وزندانى كردند ، سوار اسبم شدم وپيش از ديگران به مسلم‌بن عقيل گزارش اورا دادم وديدم جمعى از زنان قبيلهء مراد شيون ياعبرتاه وياثكلاه دارند . چون حال هانى را به مسلم بن عقيل گزارش دادم ، به من دستور داد كه ياران اورا ندا كنم . همه در خانه‌هاى أطراف منزل أو مجتمع بودند وچهار هزار مرد در آن خانه‌ها بود . فرياد كشيدم : « يا منصور أمت ! » كه شعار آن‌ها بود واين ندا دهن به دهن در كوفه پيچيد وهمه نزد أو جمع شدند . -