تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
هامش
تجهيز لشگر به كار برد . چه ابوثمامه در شناخت أسب وسلاح بصير ودر ميدان حرب وضرب دلير بود . بالجملة معقل در هر صباح أول كس بود كه خدمت مسلم را دريافتى وآخر كس بود كه شامگاهان بازشتافتى . بدين‌گونه كار كرد تا شيعيان حسين عليه السلام را به‌تمامت بشناخت واسرار ايشان را بالجملة مكشوف ساخت وابن‌زياد را از بيش وكم آگاه نمود . 1 . اكالب ( جمع كلب ) : سگان . 2 . ثعالب ( جمع ثعلب ) : روباهان . 3 . ضراعت : خضوع وخشوع . 4 . سيف : شمشير . سنان : نيزه . 5 . اغلوطه مده : به غلط مىانداز . 6 . به طور جدى عهد وپيمان وفادارى بست . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 64 - 66 آن لعين چندان كه تفحص كرد ، بر أحوال مسلم مطلع نشد . غلامي داشت معقل نام ، اورا طلبيد ، سه هزار درهم به أو داد واورا به طلب مسلم فرستاد وگفت : « تفحص كن شيعيان اورا وهر يك از ايشان را كه بيابى ، اظهار محبت وولايت أهل بيت را بكن ، واين زر را به أو بده وبه أو بگو اين را نذر كرده‌ام كه صرف مقاتلهء دشمنان أهل بيت نمايم . از اين راه ايشان را بازى بده وطرح آشنايى با ايشان بيفكن . مكرر در پنهان ايشان را ملاقاة كن ، شايد بر أحوال مسلم بن عقيل مطلع گردى . » پس معقل به مسجد درآمد وجاسوسانه در أحوال وأوضاع مردم مىنگريست . ناگاه نظرش بر مسلم ابن عوسجة افتاد وشنيد جمعى مىگفتند كه : « اين مرد براي امام حسين عليه السلام از مردم بيعت مىگيرد . » چون اين را شنيد ، به نزديك عوسجة آمد ودر پهلوى أو نشست تا از نماز فارغ شد . پس به نزديك أو نشست وگفت : « من مردى از أهل شامم وحق تعالى بر من منت نهاده است به محبت اهل‌بيت رسالت ودوستان ايشان را دوست مىدارم . » ودر ضمن اين سخنان به ساختگى گريه مىكرد ، ومبالغه در اظهار اخلاص ومحبت مىنمود ، پس گفت : « شنيده‌ام كه يكى از أهل بيت به اين شهر آمده است كه براي فرزند رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از مردم بيعت بگيرد واز ترس مخالفان پنهان گرديده است . سه هزار درهم براي أو به نذر آورده‌ام وكسى مرا راهنمايى نمىكند كه به أو برسانم . در اين وقت در مسجد متحير بودم در كار خود ، ناگاه شنيدم كه جماعتى مىگفتند كه : اين مرد بر أحوال أهل بيت مطلع است وبه سوى تو اشاره مىكردند . به اين سبب به نزديك تو آمده‌ام كه اين مال را از من بگيرى ومرا به شرف ملازمت فرستادهء امام مشرف گردانى . واميدوارم كه مرا از اين شرف محروم نگردانى كه من از محبان ايشانم واگر خواهى أول از من بيعت بگير وآخر مرا به خدمت أو برسان . » -