هامش
مصلاى أو بيامد وبنشست واين مرد مسلمبن عوسجة بود . چون از نماز فراغت جست ، معقل برخاست ، پيش أو شد ، با أو معانقه كرد وآغاز مهر وحفاوت فرمود وبه تمام ضراعت 3 نيازمندى خود را بازنموده وگفت : « يا عبداللَّه ! من مردى از اهالى شامم وخداوند تبارك وتعالى مرا به فضل وكرم خود بنواخت وقلب مرا از محبت أهل بيت آكنده ساخت . شنيدهام كه در اين شهر ، از خويشاوندان رسول خدا مردى كه گاه روى مىنمايد واز مردم ، به نام حسينبن على اخذ بيعت مىفرمايد . من اينك سه هزار درهم با خود حمل دادم ودر حضرت خداوند بر ذمت نهادهام كه اين مبلغ را با وى تسليم دارم تا در بهاى سيف وسنان 4 صرف كند وبا دشمنان دين رزم زند . تنى چند گفتند : تو از محبين آن خاندان واز شيعيان ايشانى ، بعيد نباشد اگر مسألت مرا با أجابت مقرون دارى ودر اسعاف حاجت من مسامحت نفرمايى . »
فقال مسلم بن عوسجة : « يا أخا العرب ! أُغْرُبْ عن هذا الكلام . ما لنا وأهل البيت ؟ فما أصاب الّذي أرشدك إليّ . »
مسلم گفت : « اى برادر عرب ! از اين سخن دور شو ، مرا با أهل بيت موالات ومودتي نيست . آن كسى كه تورا به سوى من دلالت كرده ، أصابت نفرموده . »
معقل گفت : « يا عبداللَّه ! مرا اغلوطه مده 5 ، اندرين مسجد گروهى از مردم دينپژوه مرا آگهى دادند كه تو با حسين بن علي دست بيعت داده وقلادهء أطاعت اورا گردن نهادهاى . اگر مرا با خويش موافق نمىدانى ومخالف ومنافق مىخوانى ، نخستين از من بيعت بستان ومواثيق مرا با سوگندهاى محكم استوار فرما واين دراهم را نيز از من مأخوذ دار وآنگاه مرا به نزد ابنعقيل دليل باش . »
گول خوردن مسلمبن عوسجة
مسلم بن عوسجة سخنان معقل را كه همه دروغ ودغل بود ، باور داشت .
[ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را در الإرشاد ذكر كرديم ]
گفت : « سپاس خداى را كه مرا ديدار كردى وشاد شدم كه بر آرزوى خود سوار شدى وخداوند تورا به نصرت أهل بيت پيغمبر خود ، برخوردار كرد . لكن دوست نداشتم چندان كه اين خميرمايه بيداد وفساد يعنى ابنزياد بر اريكهء حكمرانى متكى است ، مردم مرا از محبين أهل بيت به شمار گيرند . »
معقل آغاز شادمانى وفرحت كرد وگفت : « اكنون از من بيعت بگير وبرادر طريقت بدان ! »
پس مسلم بن عوسجة از وى بيعت بستد وبه كتمان سر وصيت كرد وبه مواثيق مغلظه مشيد 6 فرمود . آنگاه فرمود : « يكى دو روز به نزديك من مختلف ومتردد مىباش تا وقت به دست كنم وأجازت حاصل نمايم ، آنگاه تورا به مجلس مسلمبن عقيل دلالت خواهم كرد . »
پس معقل ملازمت خدمت مسلم بن عوسجة را مواظبت نمود تا به مجلس مسلمبن عقيل راه يافت واظهار عقيدت نمود وتجديد بيعت كرد وبه فرمان مسلم آن دراهم را به ابوثمامهء صايدى تسليم داد ، تا در -