هامش
دل من افكنده است وسه هزار درهم نذر كردهام كه به آن دولتمند دهم كه در اين شهر آمده به دعوت امام حسين اشتغال مىنمايد . اگر مرا به أو راه مىنمايى تا اين مال تسليم نمايم غايت كرم باشد . »
مرد نمازگزار گفت كه : « تو در ميان اين همه مردم كه در مسجدند چگونه مرا اختيار كرده وصاحب سر خود ساختى ؟ »
معقل گفت : « آثار خير وفلاح در بشرهء تو مشاهده نمودم وبه خاطرم رسيد كه تو از محبان أهل بيت رسولي صلى الله عليه وآله وسلم . »
آن مرد گفت : « ظن تو خطا نيست ؛ چه من يكى از برادران تو ودوست ودوستداران أهل بيتم ونام من مسلم بن عوسجة است . با خداى عزوعلا عهد وپيمان كن كه اين سرّ را پيش هيچ كس فاش نكنى تا من تورا به مقصود تو نشان دهم . »
معقل سوگند مغلظهاى خورد كه هر سرّى كه با من بگويى در افشاى آن نكوشم . »
مسلم بن عوسجة گفت كه : « امروز برو وفردا به منزل من بيا تا تورا نزد صاحب خويش ، يعنى مسلم ابن عقيل برم . »
روز ديگر معقل به خانهء أو رفته ومسلمبن عوسجة اورا به خانهء مسلمبن عقيل برد ومعقل وجه مذكور را تسليم نموده وداخل أهل بيعت گشت . آن روز تا شب در سراى هانىبن عروه به سر برده ، بر كماهى أحوال شيعهء أمير المؤمنين حسين رضي الله عنه اطلاع پيدا كرد واز آنجا بيرون آمده ، نزد عبيداللَّه زياد رفت واز گفتار وكردار ايشان اورا اعلام داد .
ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 123 - 124
اما از آن سوى چون ابنزياد به دارالاماره رسيد ، تصميم عزم داد در تشديد تدبير ، تا مسلم بن عقيل را دستگير كند . اورا غلامي بود كه معقل نامداشت وأو در چاپلوسى وحيلتاندوزى به شيمت اكالب 1 وشيوهء ثعالب 2 مىرفت . بفرمود اورا حاضر كردند وگفت : « يا معقل ! سه هزار درهم از خازن من فراگير ودر فحص حال مسلم بن عقيل مىباش واز هر جا وهر كس تفرس مىكن وتجسس مىفرما . چون يكى از دوستان اورا به دست كنى ، بدان سان كه دانى وتوانى از مسكن مسلم آگاه شوى وبه أو راه يأبى واين مبلغ را تسليم ساز وگويى اين هديهاى است از براي تجهيز سپاه وجهاد دشمنان گمراه ، چون از پنهان وپيداى ايشان آگاه شوى ، مرا آگهى بايدت داد . »
پس معقل آن درهم بگرفت واز پى امتثال فرمان برفت وبه هر در نگران بود وبه هر كس أبواب مرافقت وموافقت بگشود .
نيرنگ معقل براي دست يافتن به مسلم
روزى به مسجد جامع آمد ومردى را نگريست كه جامههاى سفيد دربر كرده به نماز در ايستاد وجان وتنرا بهنياز فرا داده . معقل با خود انديشيد كه اين كس نيست ، جز از شيعيان على أبو طالب . پس به نزديك -