تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
وكان هانئ عليلًا ، وقال : يا مسلم ! إنّ ابن زياد يأتيني للعيادة ، فخذ هذا السّيف واقتله ، فإذا رأيت أنا أقلع عمامتي عن رأسي ، فاضربه بالسّيف . فدخل ابن زياد ومعه حاجبه بعد العشاء ويسأله عن مرضه ، وهو يشكو إليه ألمه ،
هامش
اين اشعار را چند كرت انشاد نمود . تكرار انشاد هانى بر ابن‌زياد گرانى كرد ، مگر مكيدتيش به خاطر رسيد ، گفت : « چه رسيده است اين مرد را كه بدين شعر چندين تمثل كند ؟ » گفتند : « شدت مرض اورا با كثار سخنان نا به‌هنگام مىگمارد . » ابن‌زياد برخاست واز سراى هانى بيرون شد وبرنشست وبه دارالاماره مراجعت كرد . از پس أو مسلم از مخدع بيرون شد . هانى گفت : « چه بود اين توانى وتراخى ؟ وتورا چه باز داشت از قتل عبيداللَّه ؟ » مسلم گفت : « دو چيز ، نخست آن كه زنى با من درآويخت ، وقالت : نشدتك اللَّه إن قتلت ابن زياد في دارنا فبكت في وجهي . گفت : تورا با خداى سوگند مىدهم ، ابن‌زياد را در خانهء ما مستهء شمشير مكن وبنيان ما را از بيخ مكن ودر روى من سخت بگريست ، وديگر آن كه حديث رسول خداى را به خاطر آوردم كه مىفرمايد : إنّ الإيمان قيد الفتك ولا يفتك مسلم . يعنى : ايمان ، مسلمان را از مكيدت وخديعت باز مىدارد وهيچ مؤمن مغافصه 7 مسلمانى را به قتل نمىرساند . » هانى گفت : « اگر بيرون تاختى واورا دست‌خوش شمشير ساختى ، فاسقى ، فاجرى وكافرى را كشته بودى . اكنون مرا پىِ سپر دمار وهلاك ساختى وخود را به تهلكه درانداختى وواقع شدى در چيزى كه در آن دافع بودى . » اين هنگام هانى از ابن‌زياد بيمناك شد وبه تمادى تمارض از مجلس أو متقاعد گشت . بود كه گاه‌گاهى بر در سراى خويش مىنشست . لكن بيشتر ملازمت بالين وبستر بر خود مىبست . 1 . رهينه ( بر وزن وظيفة ) : گروگان . 2 . شميده ( بر وزن ومعنى رميده ) : بىهوش ، آشفته . 3 . سيف : شمشير . 4 . مخدع ( بر وزن منبر ) : صندوق‌خانه . 5 . منية ( بر وزن گريه ) : آرزو . 6 . مضمون ومقصود اين اشعار اين است : انتظار به پايان رسيد . ديگر فرصت آن رسيده كه از پناهگاه بيرون آيى واقدام خود را كه مانند رسانيدن جرعهء آبى به آدم تشنه [ است ] ، به موقع انجام دهى . امروز اگر به أو صدمه نزنى وبه حسابش نرسى ، وى روزى كه به تو دست يابد ، صدمه‌ها خواهد زد . 7 . مغافصه : كسى را ناگهانى گرفتن . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 61 - 64