تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
هامش
وارد شهر شد . از گرد راه به روضهء رسول خدا در رفت وركعتي چند نماز بگذاشت . باز سراى شد وأهل وعشيرت را وداع گفت ودوستان را بازپرسى كرد . پسرهاى خود را ملازمت ركاب فرمود واز بنىقيس دو تن دليل 4 به مزد بگرفت تا اورا از راه باديه به كوفه رسانند . آن‌گاه از مدينه بيرون شد وراه كوفه پيش داشت . دليلان از جادهء أعظم به يك سوى شدند تا از راهى نزديك‌تر به مقصد رسند . از قضا ياوه 5 شدند ، راه را ندانستند ودر طي طريق سخت گشتند . چون وقت رسيد كه عطشاناً جان بسپارند ، مسلم را به أشارت آگهى دادند كه از فلان جانب شتاب كن ، باشد كه به آب رسى ودر زمان بمردند . مسلم با مردم خود نيز سخت تشنه بودند وبيم مىرفت كه از آن سختى نرهند وبه سختى جان بدهند . با تمام زحمت همى طي طريق كردند تا به قريهء مضيق 6 رسيدند واز ايشان جز حشاشه جان به جاى نبود . اين وقت آب نوشيدند ولختى بيارميدند . نامهء مسلم از وسط راه به حسين عليه السلام مسلم به مردن دليل نيز تطير كرد وبه فال بد گرفت وبدين گونه به حضرت حسين عليه السلام نامه نگاشت : [ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را در الإرشاد ذكر كرديم ] در جمله به عرض رسانيد كه : « با دو تن دليل از مدينه بيرون شدم وايشان از شدت عطش در عرض راه بمردند ومن با مردمِ خود ، با نيمه جانى به مضيق شتافتيم وآب يافتيم . لاجرم من اين سفر را تطير زدم وبد گرفتم ، اگر خواهى مرا معفو دار وديگرى را بگمار . » پاسخ آن حضرت به نامهء مسلم چون اين نامه به حسين عليه السلام رسيد ، در پاسخ نگاشت : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، من الحسين بن عليّ إلى ابن عمّه مسلم بن عقيل . [ اين مطلب را ما در الإرشاد ذكر كرديم ] يا ابن العمّ ! إنِّي سمعتُ جدِّي رسول اللَّه صلى الله عليه وآله يقول : ما منّا أهل البيت من تطيّر ولا يُتطيّر به ، فإذا قرأت كتابي فامض على ما أمرتك ، والسّلام عليك ورحمة اللَّه وبركاته . » مىفرمايد : « اين نامه‌اى است از حسين‌بن على به سوى پسر عم من مسلم‌بن عقيل ، همانا فراخاطر من 7 چنين مىآيد كه تورا جُبن بر اين گماشت كه اين نامه به من نگاشتى واز آن جانب كه مىشتافتى ، سر برتافتى واستعفا فرمودى . بىتوانى به همان جانب روان شو ودانسته باش كه من از جد خود رسول خداى شنيدم كه فرمود : ما اهل‌بيت هرگز تطير نكرديم ونكنيم وكس ما را تطير نكند . چون اين مكتوب قرائت كردى ، بدانچه تورا مأمور فرمودم ، كار مىكن وبه جانب كوفه كوچ مىده . » ورود مسلم به كوفه -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 169 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية