تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
هامش
مىرسد كه اين سفر مبارك نباشد . ملتمس آن كه آن حضرت مرا از اين كار معاف داشته وديگرى به عوض من فرستد . » اما حسين در جواب نوشت كه : « تورا جبن وبددلى باعث بر تطير وتوقف شده ، دل قوى دار ومترس وبر موجب فرموده عمل نماى كه من تورا از كارى كه امر كرده‌ام ، معاف نخواهم داشت . » چون نامهء أمير المؤمنين حسين به مسلم رسيد ، گفت : « امام حسين مرا به صفتي منسوب گردانيد كه من هرگز متصف به آن نبوده‌ام . من از كجا وبددلى از كجا . » اين سخن گفته وبه جانب كوفه توجه نمود . ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 116 - 117 لاجرم مسلم آن حضرت را وداع گفت وروز نيمهء شهر رمضان المبارك ، از مكة بيرون شد وبه شرحي كه رقم مىشود ، طي منازل فرموده . روز پنجم شهر شوال وارد كوفه گشت . مراجعت مسلم به نزد حسين واعزام مجدد أو بالجملة مسلم را برگرفت وچون از مكة بيرون شد ، هنوز منزلي بيش وكم طي طريق نكرده بود كه از جانب يمين صيادى را ديدار كرد كه از قفاىآهويى در تكتاز بود . چون بادبزان در رسيد وآهو را بگرفت وسر بريد ، اين صورت بر خاطر مسلم آيتي مظلم آمد وسخت بترسيد واين حال را مبارك به فال نيافت . بىتوانى 1 بازشتافت وحاضر حضرت حسين شد وعرض كرد : « يا ابن رسول اللَّه ! چنان دانم كه اين سفر بر من مبارك نيفتد واين خدمت كه از من خواسته‌اى به خاتمت نرود . » امام حسين عليه السلام فرمود : يا ابن عم ! اگر بيمناك باز آمدى ، هيچ باك نيست . به نزد من بباش تا ديگرى را به جاى تو گسيل 2 سازم . » مسلم عرض كرد : « پدر ومادرم فداى تو باد ! من بر ذمت خويش فرض دانم كه آنچه ديدار كنم به عرض رسانم وگرنه بىفرمان تو من چگونه گام توانم نهاد . اگر چند به درياى آب وآتشم عبور بايد داد . يا ابن رسول اللَّه ! از آن بترسيدم كه ديگر چشمم بدين جمال مبارك روشن نشود . آمدم تا ديگر بارت ديدارت كنم . » وپيش شد ودست وپاى آن حضرت را بوسه داد . زبان به وداع برگشاد وسخت بگريست وگفت : « جانم فداى تو باد ! چنان دانم كه أزين پس تورا ديدار نخواهم كرد . » امام حسين عليه السلام نيز بگريست واورا به سينهء خود چسفانيد 3 وفراوان نواخت ونوازش فرمود . پس مسلم روى به راه نهاد وهمى رفت وهمى گريست . گفتند : « اى مسلم ! اين گريه چيست ؟ » گفت : « مىگريم تا چرا از حضرت حسين دور افتادم . زيرا كه دور از اين حضرت ، شكيبايى از من برود ونيروى صبورى نماند . » بالجملة همچنان مسلم غم‌اندوز واندوهگين منازل ومراحل را در سپرد تا به مدينه آمد وشبا هنگام -