تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
حدّثني الحسين بن نصر ، قال : حدّثنا أبو ربيعة ، قال : حدّثنا أبو عوانة ، عن حصين ابن عبدالرّحمان ، قال : بلغنا أنّ الحسين عليه السلام . . . وحدّثنا محمّد بن عمّار الرّازيّ ، قال : حدّثنا سعيد بن سليمان ، قال : حدّثنا عباد بن العوّام ، قال : حدّثنا حصين ، أنّ الحسين بن عليّ عليه السلام كتب إليه أهل الكوفة : إنّه معك مائة ألف ، فبعث إليهم مسلم بن عقيل . « 1 » الطّبريّ ، التّاريخ ، 5 / 391
هامش
گويد : دو روز بعد باز هانى بن هانى سبيعى وسعيد بن عبداللَّه حنفي را سوى وى فرستاديم وبه آن‌ها چنين نوشتيم : « به نام خداى رحمان رحيم . به حسين بن علي از شيعيان مؤمن ومسلمان وى . اما بعد ، زود بيا كه مردم در انتظار تواند ودل با كسى جز تو ندارند . بشتاب ، بشتاب درود بر تو باد . » گويد : شبث بن ربعي ، حجار بن أبجر ، يزيد بن حارث ، يزيد بن رويم ، عزرة بن قيس ، عمرو بن حجاج زبيدى ، ومحمد بن عمير تميمي نيز به وى چنين نوشتند : « اما بعد ، همه جا سبز شده ، ميوه‌ها رسيده وچاه‌ها پر آب شده . اگر خواهى بيا كه سپاه تو آماده است وسلام بر تو باد ! » گويد : همهء فرستادگان پيش حسين به‌هم‌رسيدند كه نامه‌ها را بخواند واز فرستادگان دربارهء مردم پرسش كرد . آن‌گاه همراه هانىبن هانى سبيعى وسعيد بن عبداللَّه حنفي كه آخرين فرستادگان بودند ، چنين نوشت : « به نام‌خداى رحمان رحيم . از حسين‌بن على به‌جمع مؤمنان ومسلمانان . اما بعد ، هانى وسعيد با نامه‌هاى شما پيش من آمدند وهمهء آنچه را كه حكايت كرده بوديد وگفته بوديد ، دانستم . گفتهء بيش‌ترتان اين بود كه امام نداريم . بيا ، شايد به سبب تو خدا ما را بر حق وهدايت هم‌دل كند . اينك برادر ، پسر عمو ومعتمد از أهل خاندانم را سوى شما فرستادم وبه أو گفتم از حال ، كار ورأى شما به من بنويسد . اگر نوشت كه رأى جماعت ، أهل فضيلت وخرد چنان است كه فرستادگانتان به من گفته‌اند ودر نامه‌هايتان خوانده‌ام . به زودى پيش شما مىآيم ان شاء اللَّه . به جان خودم كه امام جز آن نيست كه به كتاب عمل كند ، وانصاف گيرد ، مجرى حق باشد وخويشتن را خاص خدا كند ، والسلام . » گويد : حسين ، مسلم بن عقيل را خواست واورا همراه قيس بن مسهر صيداوى ، عمارة بن عبيده سلولى وعبد الرحمان بن عبداللَّه ارحبى فرستاد وبه أو دستور داد كه از خدا ترسان باشد وكار خويش را نهان دارد ودقيق باشد . اگر مردم را فرآهم وهم‌پيمان ديد ، زودتر به أو خبر دهد . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 2922 - 2925 - ( 1 ) - حصين بن عبد الرحمان گويد : شنيديم كه مردم كوفه به حسين بن علي نوشته بودند كه يك صد هزار كس با تواند . حسين ، مسلم بن عقيل را سوى آن‌ها فرستاد . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 2976
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 114 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية