تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1087

مساهمون:

ص١٠٨٧
المجلسي ، البحار ، 45 / 291 / عنه : البحراني ، العوالم ، 17 / 588 « 1 » وقُتل مع الحسين عليه السلام من أهل بيته ثمانية عشر رجلًا ما لهم في الأرض شبيهون . الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 266
هامش
( 1 ) - شيخ طوسي در « مصباح » از عبداللَّه بن سنان روايت كرده است كه گفت : من در روز عاشورا به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتم ، ديدم كه رنگ مبارك آن حضرت متغير گرديده وآثار حزن واندوه از روى شريفش ظاهر است ومانند مرواريد آب از ديده‌هاى مباركش مىريزد ، گفتم : « يا بن رسول اللَّه ! سبب گريهء شما چيست ؟ هرگز ديدهء شما گريان مباد ! » فرمود : « مگر غافلى كه امروز چه روزى است ومگر نمىدانى كه در مثل اين روز جد من حسين شهيد شده است ؟ » گفتم : « يا بن رسول اللَّه ! چه مىفرمايى در روزهء اين روز ؟ » فرمود : « روزه بدار بي نيتِ روزه ودر روز افطار بكن نه از روى شماتت وتمام روز روزه مدار وبعد از عصر به يك ساعت به شربتى از آب افطار كن كه در مثل اين روز در اين وقت جنگ از آل رسول منقضى شد وسى نفر از ايشان وآزاد كرده‌هاى ايشان بر زمين افتاده بودند كه هر يك از ايشان اگر در حيات حضرت رسالت فوت مىشدند ، آن حضرت صاحب تعزيهء ايشان بود . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 695 - 696 ودر عدد شهداى أهل بيت در آن معركه خلاف است ، أكثر بيست وهفت نفر گفته‌اند . وأبو الفرج أصفهاني در « مقاتل الطالبيين » گفته است كه : آنچه معلوم است شهادت ايشان در آن معركه از فرزندان أبو طالب بيست ودو نفرند . و « ابن نما » از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه هفده نفر از فرزندان فاطمة بنت أسد در آن صحرا شهيد شدند . ودر زيارتي كه از ناحيهء مقدسه بيرون آمده [ . . . ] ايشان هجده نفر مىشوند ، وشصت وچهار نفر ديگر از شهدا در آن زيارة به اسم مذكورند . مجلسي ، جلاء العيون ، / 694 ، 695 ايضاً ابن قولويه وابن شهرآشوب وديگران روايت كرده اند كه از بسيارى گريهء آن حضرت ، يكى از آزادكرده‌هاى آن حضرت گفت كه : آيا وقت آن نشده است كه گريهء تو آخر شود ؟ حضرت فرمود : واي بر تو ! حضرت يعقوب دوازده پسر داشت ويك پسر أو ناپيدا شد ، واز بسيارى گريه ديده هاى أو سفيد شد ، واز وفور غم واندوه پشت أو خم شد با آنكه مىدانست كه أو زنده است ، ومن ديدم پدر وبرادران وعموها وهفده نفر از خويشان خود را كه در برابر من وبر دور من كشتند وسر بريدند ، چگونه اندوه من به نهايت رسد ؟ مجلسي ، جلاء العيون ، / 837